<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>

<rss version="2.0" >
<channel>
<title>Bairami.com - 1Zarb News System</title>
<language>fa-ir</language>
<description>1Zarb News System - Powered by 1Zarb.com </description>﻿﻿<item><title>کلاس های نهضت قرآنی از سوی اداره تبلیغات شهرستان برگزار شد</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1574</link><description><![CDATA[<p>اداره تبلیغات اسلامی شهرستان تنگستان<br />در راستای اهداف بلند مدت طرح نهضت قرآن آموزی که یکی از برنامه های سازمان تبلیغات در چند سال اخیر و بنا به فرمایشات مقام معظم رهبری می باشد، که هدف این طرح زدودن غبار مهجوریت از ساحت مقدس قرآن در میان اقشار جامعه است. لذا اداره تبیغات اسلامی شهرستان تنگستان در 6 ماهه اول سال جاری اقدام به برگزاری 18 کلاس نهضت قرآن آموزی در مراکز قرآنی وابسته به اداره تبلیغات اسلامی نمود و هم اکنون اقدام به برگزاری دوره تربیت معلم قرآن در سطوح مختلف و از میان 60 نفر از علاقمندان به تدریس قرآن پس از مراحل امتحان ورودی که حدود 22 نفر از دانش آموزان قرآن که امتیازات لازم را کسب کرده اند به مدت 4 ماه در این اداره تبلیغات اسلامی شهرستان تنگستان در حال گذراندن دوره تربیت معلم قرآن بوده و بعد از قبولی در آزمون پایانی مدرک دیپلم قرآنی را دریافت خواهند نمود و به عنوان مربیان طرح های مختلف در حوزه روخوانی و روانخوانی و مفاهیم و ترجمه قرآن فعالیت خواهند کرد.<br /></p>]]></description></item><item><title>صفحه اول </title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1573</link><description><![CDATA[<p>s<br /></p>]]></description></item><item><title>دیدار با خاتمی در یک روز بارانی </title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1572</link><description><![CDATA[<p>با هویت خودم خواهم آمد <br />ساعت 10 روز شنبه 11 آبان سال جاری ،در یک روز بارانی حدود 150 نفر از اصلاح طلبان استان بوشهر مهمان بنیاد باران بودند. با آنکه قرار بود دیدار با آقای خاتمی در ساعت 10 روی دهد ولی چیزی به ساعت 11نمانده بود که آقای خاتمی وارد سالن شد.مسعود شکوهی به عنوان مجری جلسه به معرفی جمع حاضر در سالن پرداخت و سپس مهندس تبادار استاندار اسبق استان در مورد ضرورت آمدن آقای خاتمی به صحنه انتخابات سخن گفت.ایشان گفت که مردم استان بوشهر خاتمی را چه در قدرت و چه دور از قدرت دوست دارند.اما مردم بوشهرخاتمی در قدرت را بیشتر دوست دارند زیرا هیچگونه تلخ کامی از دولت خاتمی سراغ ندارند.طعم و شیرینی پاسخگویی صادقانه شما در اذهان مردم است.تبادار گفت مردم پرچم داری اصلاحات را از شما می خواهند.اندیشه هزینه دارد و بیشتر از همه صاحب اندیشه در زحمت است پس توجیه لازم نیست اگر برای آمدن شما یک توجیه لازم است برای نیامدن شما هزاران توجیه لازم است.<br /><br /><br />سپس دکتر جلالیان نماینده مردم کنگان،جم،دیــــر و عسلویه طی سخنانی اظهار داشت:ما درعصر جهانی شدن قرار داریم و باید برای بودن ،اقتضائات جهانی شدن را درک کنیم.مشکل امروز اقتصاد است.باید اقتصادی متناسب با دنیای امروز داشته باشیم و دولت باید نقش ناظر در اقتصاد داشته باشد نه عامل.در عصر جهانی شدن ،دیوار کشیدن محصور کردن خود است نه محدود کردن دیگران.شهید آوینی می گوید:در عصر جهانی شدن اگر دشمن از پنجره وارد شده این امکان برای دوست و دشمن یکی است.در عرصه مدیریت ،در گردونه جهانی شدن،مدیریتی می تواند راه را باز کند و عزت و سربلندی و پیشرفت را نصیب مردم خویش کند که مدیریتی کلان نگر باشد و توانمندی استفاده از همه استعدادها برای رسیدن به توسعه پایدار را داشته باشد.<br /><br />خانم مشایخی به نمایندگی از زنان اصلاح طلب استان بوشهر در سخنانی گفت :ما زنان در این دولت به چیزی گرفته نمی شویم و بخشی از قدرت زنان را پستونشین می خواهند و خود را در جایگاه قانون گذاری قرار داده اند و قانونی می نویسند که باعث تحقیر زن می شود. ما معتقد نیستیم که در زمان قدرت شما معجزه ای برای زنان اتفاق افتاده است.به زنان در دولت اصلاحات بیشترین بها د اده می شد.<br /><br />قائدی فرماندار اسبق کنگان نیز در سخنانی گفت:امروز قدرت به جای حل مسئله در صدد پاک کردن صورت مسئله است .به جای حل مسئله به پنهان کاری می پردازند و از آقای خاتمی درخواست کرد که تو باید بیایی.<br /><br />رضوان محمدی باغملایی نیز به نمایندگی از دانش آموزان از خاتمی دعوت کرد تا پا به عرصه انتخابات بگذارد.عبدالرضا زمانی نیز به نمایندگی از اساتید دانشگاه دیدگاه خود را مطرح کرد و خاطرنشان کرد که بعضی افراد در دولت اصلاحات رفتاری کردند و شعارهایی دادند که به اصلاحات ضربه زد.<br /><br />و در نهایت سیدمحمد خاتمی به ایراد سخنرانی پرداخت.ایشان گفت:مردم استان بوشهر اگر نگوییم شریف ترین ولی یکی از شریف ترین و نجیب ترین مردمان ایران هستند.من فکر می کنم مرور تاریخ 150 ساله اخیر ایران برای همه ما لازم است .باید بدانیم که کجا بوده ایم و به کجا آمده ایم و چه هزینه هایی پرداخته ایم که به اینجا رسیده ایم.بدون تردید استان بوشهر در تاریخ ایران نقطه درخشانی است،با امتیازات مردمی متدین،وطن خواه و آزاده که حاضرند برای اعتلای وطن هرگونه سختی و مشقتی را بپذیرند.البته استان بوشهر روزی روزگاری جزء بنادر مهم ایران محسوب می شد . اما با توجه به تحولاتی که بوجود آمد نقش اولیه خود را از دست داد.امروز هم بوشهر با مشکلاتی روبرو است که باید برای رفع آنها تلاش و کوشش گسترده ای نمود.وی افزود گرچه پارس جنوبی یکی از افتخارات نظام جمهوری اسلامی می باشد ولی معتقدم که مردم بوشهر باید بیش از این از پارس جنوبی بهره مند شوند.در دوره آقای تبادار قدمهای خوبی در استان بوشهر برداشته شده است.در منطقه عسلویه انتظاراتی که از سرمایه گذاریها داشتیم اکنون شاهد نیستیم.می دانیم که اگر مزیت مهم کشور ما نفت و گاز است ،برای پیشرفت آن باید سرمایه گذاری کرد و از این سرمایه گذاری در کاهش اتکای دولت به درآمدهای نفت و گاز بهره گیری کنیم.ما ناچاریم فعلاً نفت را بصورت خام صادر کنیم.راهکار این است که از این سرمایه گذاریها و توانمندیها برای کوتاه کردن دست خارجی ها از این منابع اقدام کنیم.بهره گیری از امکانات و نیروهای مدیریتی از اصول  جمهوری اسلامی است.مردم بوشهر به خوبی می دانند که کشور ایران هزینه های بسیار زیادی برای آن چیزی که امام می گفت(که ما همه خواهان اسلام هستیم)  یرداخت نموده است.البته این به معنای آن نیست که سایرین و غیرمسلمین در این کشور حقوق ندارند و منزوی هستند.ما خواهان کرامت انسانها و محترم شمردن همه ادیان هستیم.امام این را تأکید داشتند که میزان رأی ملت است.پاسداری از اسلام و خون شهیدان و همه این هزینه ها برای اسلام  و رأی مردم بوده است.من فکر می کنم اصلاحات آن طور که تعریف شده همین را می خواهند ،یعنی ایرانــــی آباد و سربلند و محترم شمردن حقوق انسانیت و کرامت همه انسانها.اصلاحات شدیداً به این موارد احترام می گذارد.مردم خود باید بر سرنوشت خود حاکم باشند.خاتمی در ادامه،سند چشم انداز را از افتخارات جمهوری اسلامی دانست که می باید ایران در سال1404 برترین کشور منطقه از نظر علمی و فرهنگی باشد.آیا این طور شده است؟به طور مثال کشور ترکیه که یک کشور بدون  نفت است در سال گذشته 100 میلیارد دلار صادرات داشته است.مطالعه نمایید که سهم کشور ما در صادرات چقدر بوده است.سرمایه گذاری هایی که در تولیدات پتروشیمی صورت گرفته در دولت قبلی بوده است.آیا با این وضعیت می توانیم کشوری برتر در سال 1404 باشیم.ما روی این موارد و این کلمات تاکید می کنیم. واصلاحات هم همین را می خواهد.عدالت درصورتی تحقق پیدا می کند که ثروت به صورت عادلانه توزیع شود.توزیع فقر که هنر نیست.<br /><br />دکتر خاتمی در واکنش به سخنان عبدالرضا زمانی ، گفت:عبور از فرد و اصلاحات را قبلاً کسان دیگر هم می گفتند.مردم به اندیشه فردی رای نداده اند.ما می گوییم همه افکار باید باشند.این از افتخارات جمهوری اسلامی است که به این همه افکار احترام بگذاردواگر به افکار عمومی احترام گذاشته نشود آن روز باید احساس خطر کرد.الان به صوت طبیعی که نزدیک به ایام انتخابات است مردم انتظاراتی دارند.این تبلیغ انتخاباتی نیست.این خواست مردمی است که باید مورد توجه قرار گیرند.التهاب امروز جامعه برای حیات و ثمر دهی جامعه است.ما باید این التهاب و دل نگرانی ها را شناسایی کنیم.هنوز زود است که بگوییم که چه کسی بیاید و چه کسی نیاید.باید مشکلات را شناخت و بر اساس راهکار هایی که داریم برنامه ارایه دهیم.<br /><br />خاتمی در ادامه افزود:من کوچک تر از آن هستم که لطف نمودید و عنایت داشتید.بنده هیچ اشتیاقی به این کار ندارم. من اگر بخواهم بیایم با هویت خودم خواهم آمد.اگر این باشد کهبرای این که قدرتی به دست بیاورم از هویت خود بگذرم، نه این گونه نیست.بنده با هویت خودم کار دارم و برای خودم تاسف می خورم اگر روزی برای خوشامد دیگران دروغ بگویم.این روش پسندیده ای نمی باشد.<br /><br />متاسفانه امروزه با عملکرد غلط افراد که ریشه در تحجر گرایی دارد اسلام با یک موج خشونت طلب در دنیا معرفی شده است.بنده یک قطره کوچک از دریای عظیم از ملت ایران هستم و در هر کجا باشم<br /><br />در خدمت مردم ودر جهت اعتلای نام ایران اسلامی تلاش خواهم نمود و این را در همه عرصه ها و میادین ثابت خواهم نمود.در جریان انتخابات آینده از همه شما می خواهم که مشارکت عمومی داشته باشیم.<br /><br />وبا حضور گسترده خود راه اصلاحات را ادامه دهید.شخصاً تصمیم برای آمدن ندارم و فعلاً اسم شخص را مطرح ننمایید تا تصمیمات بعدی گرفته شود.<br /></p>]]></description></item><item><title>در شهر شنیدیم که ...</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1571</link><description><![CDATA[<p>•	گاف یک استقبال ... شنیدیم در استقبال از رئیس سازمان بازرسی کل کشور دو گاف بزرگ از سوی استقبال کنندگان صادر شد: 1- در بنر بزرگی که منقش به تمثال پور محمدی بود عنوانش را رئیس سازمان بازرگانی کشور قید کرده بودند که البته قبل از اومدن ایشون غلط گیری شد 2- چون گوسفند آماده نبود به جای جلوی پای آقای رئیس، پشت پای آقای رئیس گوسفند را قربانی کردند یعنی وقتی آقایون رفتند به جای آب پشت سرشون، خون ریختن ... گفتیم: عجب استقبال دل پذیری ...<br />•	پور محمدی: کاندید می شوم ... شنیدیم پور محمدی رئیس سازمان  بازرگانی کل کشور در مصاحبه با جراید گفته اگه شرایط فراهم بشه برای ریاست جمهوری کاندید می شم. گفتیم: واله با این برنامه های استقبال هر کی بود جو می گرفتش اصلاً مگه پور محمدی چشه!!!؟؟؟<br />•	شکایت فرماندار تنگستان از راه و ترابری ... شنیدیم فرماندار تنگستان در سخنانی در حضور رئیس سازمان بازرسی تلویحاً از اداره کل راه و ترابری استان بوشهر شاکی شده است گفتیم: را ... حالا اگه کسی از خود فرماندار شاکی بود به کی بگه!!!؟؟؟<br />•	آسفالت شاید وقتی دیگر ... شنیدیم بدلیل افزایش بی روه قیمت آسفالت پیمانکاران آسفالت کار با دفتر فنی استانداری بر سر قیمت ها در جدالند گفتیم: انشاء ا... این جدل به نفع هر کی تموم می شه بالاخره روی آسفالت روی تو شهر ببینیم<br />•	سقوط قیمت نفت و ... شنیدیم سقوط قیمت نفت محاسبات دولت را در بودجه بخش های مختلف دچار چالش جدی کرده است گفتیم: چنین است رسم سرای درشت/ گهی پشت به زین و گهی زین به پشت<br /></p>]]></description></item><item><title>هر چه می خواهد دل تنگت بگو</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1570</link><description><![CDATA[<p>الو بیرمی <br />آموزگار خلاق با خلاقیت<br />چند روز پیش برای بررسی وضعیت آموزشی فرزندم به دبستان رفتم و در کلاس فرزندم، آموزگار بزرگوار کلاس مشغول کار با یک وسیله ای که برایم ناآشنا، نو و سؤال برانگیز بود دیدم. با اجازه مدیر آموزشگاه به کلاس رفتم و بعد از صحبت های خوب معلم متوجه شدم که آموزگار کلاس پنجم دبستان دکتر علی شریعتی قباکلکی، در منزل؛ کتابخانه سیار ساخته است من همانجا به داشتن چنین معلمی برای فرزندم بسیار خشنود شدم و به خلاقیت و شیوه ی کاربردی این معلم توانا در دل هزاران آفرین گفتم. این انسان شریف آقای منصور زنده بودی می باشد که ما اولیاء دبستان قباکلکی به داشتن چنین آموزگار خلاق و توانا در سال نوآوری و خلاقیت، افتخار می کنیم.<br />«عبدالرسول آبزن- قباکلکی»<br /> تقاضا از سرپرستی بانک ملی استان بوشهر<br />از سرپرستی محترم بانک ملی استان بوشهر تقاضا می شود که سری(بازدید) به شهر اهرم و به بانک ملی شعبه اهرم تنگستان بزند و از نزدیک ببیند که چقدر شلوغ است و مردم چقدر زجر و اعصاب خوردی می کشند. با توجه به اینکه این بانک دولتی است و تمام حسابهای ادارات و دولت در این بانک متمرکز می باشد و این شعبه فاقد امکانات پیشرفته روز می باشد، اکثراً دستگاههای خود پرداز هم خراب هستند. خیلی نارضایتی بوجود آمده برای انجام یک کار کوچک باید یک روز تمام در صف معطل بمانی تا کارت انجام شود از طرفی برخورد پرسنل هم مطلوب نمی باشد البته آنان حق دارند با توجه به حجم کار و کمبود کارمند خسته شوند. پیشنهاد می گردد جهت رفاه حال کارمندان بانک و مردم یک شعبه دیگر در این شهرستان افتتاح گردد تا این همه نارضایتی بوجود نیاید و کار مردم سریعتر انجام گیرد. چرا در اکثر شهرستانهای استان بانک ملی دو شعبه یا بیشتر وجود دارد ولی در اهرم یک شعبه وجود دارد؟<br />ع- الف از اهرم<br /></p>]]></description></item><item><title>فصل جدید مدیریت در سازمان بازرسی</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1569</link><description><![CDATA[<p>بیرمی- غروب روز جمعه هفته گذشته مردم اهرم در مسجد قائم آل محمد (ص)این شهر در مراسمی که بیشتر به فعالیتی انتخاباتی شبیه بود میزبان مصطفی پور محمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور بودند ،پور محمدی که به بهانه انتصاب مدیر کل جدید بازرسی دکتر غلامحسین کرمی به بوشهر سفر کرده بود. با حضور خود در مرکز تنگستان به نوعی مورد تقدیر تنگستانی ها به خاطر انتصاب یک تنگستانی در این سمت قرار گرفت .این مراسم که بعد از نماز مغرب و عشا برگزار شد به نوعی جلسه معارفه کرمی به همشهریانش بود . مطمئنا جایگاه جدید کرمی با سمت قبلی اش در استانداری بوشهر قابل مقایسه نیست چرا که تا پیش از این سازمان  بازرسی به عنوان یک دستگاه نظارتی آنچنان مطمح نظر سیاسیون نبود  و مدیریت آن تا کنون به این شیوه در معرض معرفی و شناساندن به افکار عمومی قرار نمی گرفت اما گویا حضور پور محمدی در راس سازمان بازرسی کل کشور خود فصل جدیدی در مدیریت این سازمان جهت وارد شدن جدی تر در سیاست کشور باشد آنچنان که شاید سکوی پرتاب پور محمدی به جایگاهی همچون ریاست جمهوری قرار گیرد. دکتر کرمی که این بار در قوه قضائیه و نه مجریه رخت مدیریت بر تن کرده است روز جمعه باز هم به جمع همشهریانش آمد تا به آنها اعلام نماید هنوز هم مدیری است که می خواهد با مردم در ارتباط باشد حتی اگر قدرت اجرایی نداشته باشد.<br /></p>]]></description></item><item><title>مصطفی پور محمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور:</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1568</link><description><![CDATA[<p>اداره کل بازرسی استان اجرای مصوبات هیئت دولت در استان را بررسی کند<br />خبرنگار بیرمی- مصطفی پور محمدی وزیر کشور سابق و رئیس فعلی سازمان بازرسی کل کشور بر پیگیری و بررسی چگونگی اجرای مصوبات هیئت دولت در استان از سوی مدیر کل جدید بازرسی استان تأکید کرد. <br />رئیس سازمان بازرسی کل کشور پنج شنبه شب در گفتگویی با خبرنگاران در دادگستری بوشهر در این خصوص افزود: اداره کل بازرسی استان مصوبه هیئت دولت در خصوص اولویت استخدام 5 درصد نیروی بومی در وزارت نفت بررسی و پی گیری و مکاتبه کند. ضمن اینکه این امر تحت شرایطی مصوب شده که در صورت اجرایی شدن این مصوبه طبق قانون جدید بازرسی و ضمانت اجرایی مصوبات باید عمل شود. وی در خصوص انتقال دفاتر شرکتهای نفتی به بوشهر گفت: مصوبه دولت در این خصوص مبنی بر انتقال دفاتر شرکت های نفتی از مرکز است ولی هدف آن را باید دولت معین کند. کرمی مدیر کل بازرسی استان در این مورد بررسی  و پی گیری کرده و گزارش دهد. مصطفی پور محمدی چند روز پیش از دولت و مجلس در خصوص برادشت از ذخیره ارزی انتقاد کرده بود که خبرنگاری در این جلسه چرایی این موضوع را جویا شد وی جواب داد سازمان بازرسی در این مورد بررسی و گزارش آن را به مقام معظم رهبری و سران قوا و کمیسیون مربوطه، ارجا داده شده است. <br />وی ادامه داد ما معتقدیم بخشی از برداشتها از ذخیره ارزی بیش از اندازه ای بوده که در قانون برنامه چهارم پیش بینی شد و چون این برداشت ها با مجوز مجلس بود انتقاد به خود مجلس هم است. ما از مجلس می خواهیم که نسبت به تصویب قانونها دقت بیشتری کند. وی همچنین شکایت دولت از خودش را تکذیب کرد و گفت: از خبرگزاری جمهوری اسلامی نسبت به درج این خبر مجهول و خلاف  که هیچ پایه و اساسی ندارد انتقادی دوستانه صورت گرفته است. مصطفی پور محمدی در خصوص نظارت بر مناقصه ها و مزایده ها گفت: در آینده تمام فعالیت های مالی، مناقصه و مزایده در یک شبکه و سیستم تعریف شده و امکان دسترسی لحظه ای و آنی در اختیار بازرسان گذاشته شود. وی در پاسخ به خبرنگاری در خصوص عملکرد استاندار سابق گفت: من از فعالیت های افراشته راضی بودم و فکر می کنم افراشته در انجام وظیفه با تلاش و با انگیزه و موفق بود. وی افزود: پیشنهاد برای سمت استانداری از سوی رئیس جمهور بود. که بعد از بررسی معرفی، و به این سمت منصوب شد.<br /></p>]]></description></item><item><title>پایان بیستمین جشنواره تئاتر استان بوشهر</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1567</link><description><![CDATA[<p><img src="http://img.bairami.com/?i=1000898.jpg&n=2j3fa7r"><br />بیستمین جشنواره تئاتر استان بوشهر که از هفتم آبان ماه در مجتمع فرهنگی و هنری بوشهر آغاز شده بود با برگزاری مراسم اختتامیه و معرفی نفرات برتر جمعه دهم آبان ماه در همین مکان به پایان رسید.<br />در این جشنواره 4 نمایش از شهر بوشهر به نام های «گرز گاورو»نوشته افشین چمکوری و کار مهدی ضیغمی نژاد ، «فیروزه ای که می خواند » به کارگردانی اسماعیل شهرستانی ،«تیترون»کار حیدر مظفری و «کایوس » به کارگردانی رامتین بالف به روی صحنه رفتند که با استقبال کم نظیر تماشاگران و علاقمندان به تئاتر همراه بود .<br /><img src="http://img.bairami.com/?i=1000899.jpg&n=2zgbspf"><br /> مراسم اختتامیه این جشنواره هم با حضور نصرالله شفیعی و جمعی دیگر از پیشکسوتان تئاتر برگزار  شد و درآن از 3 تن از موسفیدان عرصه تئاتر  به نام های محمود ابراهیم زاده ، حسین دهقانی و جواد تلیان تقدیر به عمل آمد. پس از برنامه های اجرا شده در این مراسم که شامل سخنرانی شفیعی ،پخش تیزر ،اجرای موسیقی و تقدیر از پیشکسوتان بود،هیات داوران جشنواره شامل دکتراحمد جوادی و دکتر مهدی حامد سقائیان و خانم میترا خواجه ئیان آرای خود را در بخشهای مختلف به این شرح اعلام نمود:<br /><br />جایزه بهترین طراحی بروشور به امیر علیپور برای نمایش تی ترون،جایزه بهترین طراحی لباس به رامتین بالف برای نمایش کایوس ،جایزه بهترین موسیقی نمایش علی اکبر عباسی برای نمایش گرز گاورو<br />،بازیگری سوم مرد:هیأت داوران ضمن تقدیر از هنرنمایش مرتضی فیروزی،احمد مظفری و علیرضا روان جایزه سوم خود را به طور مشترک حمید خسروی،و احمد رضا قربانی اهدا کرد.بازیگر دوم مرد به اسماعیل ملاح جوان برای بازی در نمایش کایوس و جایزه بهترین بازیگر مرد به حشمت الله غضنفر در نمایش «تی ترون»اهداء شد.<br />بازیگری زن:<br />جایزه سوم بازیگری زن به مارال ایزد بخش برای بازی در نمایش گرز گاورو، جایزه بازیگری دوم زن به لیلا خرمایی پور برای بازیگری در نمایش تی ترون و جایزه اول بازیگری زن به آذین خیر برای بازی در نمایش کایوس تعلق گرفت.<br />در زمینه نمایشنامه نویسی: <br />جایزه مقام سوم نمایشنامه نویسی به علیرضا رضایی نویسنده نمایشنامه فیروزه که می خواند ، جایزه دوم نمایشنامه نویسی به آقای فرشید تربیت برای نمایشنامه تی ترون . هیأت داوران هیچ یک از نمایشنامه های جشنواره را حائز رتبه اول تشخیص نداد. <br />در زمینه کارگردانی:<br />جایزه رتبۀ سوم کارگردانی به طور مشترک به حیدر مظفری کارگردان نمایش تی ترون و مهدی ضیغمی نژاد کارگردان نمایش گرز گاورو ، جایزه دوم کارگردانی به رامتین مرادی بالف کارگردان نمایش کایوس تعلق گرفت.هیأت داوران هیچ یک از نمایشی ها را حائز دریافت رتبه اول کارگردانی تشخیص نداد.<br />1. هیأت داوران در زمینه های طراحی صحنه و چهره آرایی هیچ نمایشی را حائز شرایط دریافت جایزه ندانست.<br />2. نمایش های برگزیده جشنواره:<br />هیأت داوران پس از ارزیابی کلیه نمایشهای اجرای شده د ربیستمین جشنواره تئاتر استان بوشهر ،در شرایط فعلی هیچ نمایشی را واحد معرفی به جشنواره منطقه ای ندانست ،اما برای اعتلای تئاتر استان برای حضوری موفق در مراحل بالاتر،نمایش «کایوس»به کارگردانی رامتین مرادی بالف را بطور مشروط به عنوان اثر منتخب معرفی کرد.<br /><img src="http://img.bairami.com/?i=1000900.jpg&n=2ziy0as"><br /><img src="http://img.bairami.com/?i=1000901.jpg&n=icpjza"><br />عکس ها: سید محمد فاطمی<br /></p>]]></description></item><item><title>آیا اتفـاق در زبـان اتـفاقی است؟</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1566</link><description><![CDATA[<p>محمد قائدی/مقيم شيراز                 WWW.mohammadghaedi.blogfa.com                <br /> ایمیل:  fanoosbo@gmail.com<br /><br />سالها پیش که به فراخور نیاز روح سرگردانم در یکی از حلقه های فلسفی شهر محل سکونتم (شیراز) حضور پیدا می کردم (شاید آن روزهای نوجوانی 17-16 ساله بودم) و در آن حلقه به مناظره و مباحثه با دوستان هم قطارم پیرامون مفاهیم مرتبط با فلسفه می پرداختم رفیق مشترکی داشتیم که به قول عوام "همیشه سرش توی لاک خودش بود" اما با این حال هر از چند گاهی سؤالات خوشمزه ای مطرح می کرد. یک روز جمعه که به شدت مشغول بحث حول و حوش بنیانهای فلسفه بودیم و هر کسی در صدد تزریق جهان بینی (نه ایدئولوژی) خودش به جو محیط بر جلسه بود، یکباره این رفیق ما را پرسشی را به این شکل مطرح کرد: "آیا "اتفاق" هم اتفاقی است؟!" <br />در آن جلسه با توجه به اینکه ماهیت گفتار ما ماهیتی صرفاً فلسفی و بالطبع در محیطی دیالکتیک و خشک و ... بود مباحثی ظاهراً بنیادی تر، خواهی نخواهی، پرسش فوق را تحت الشعاع قرار دادند و آنگونه که باید، مرحمتی به آن چرایی، مبذول نشد. چند سال بعد که مسیر مطالعاتی ام بیشتر به شاخصه های ادبیاتی فرا مدرن گرایش پیدا کرد، یک روز صبح، در حالی که مشغول مطالعه آراء "فردیناند دوسوسور" در رابطه با شناخت زبان و چیستی نشانه ها بودم به گزاره هایی برخوردم که مضمون آنان چنین بود: "... پیوند میان "دال" و "مدلول" دلبخواهی است ... ما کل را به وسیله ی نشانه معنی می کنیم ... زبان جریانی سیال است ... زبان (یا یک نوع نشانه) یک امر قراردادی است ... نشانه ها وقایعی هستند که به فرایند ذهن مربوطند و ... جملاتی از این قبیل، فکر مرا سریعاً ملتفت آن لحظه ی به تاریخ پیوسته ای کرد که یک نفر رندانه از جمعی پرسیده بود: "آیا اتفاق هم اتفاقی است؟!" <br />اصولاً یکی از خصوصیات "وضعیت فرا مدرن" (من اینجا صرفاً در مورد یک وضعیت واقعی صحبت می کنم و به هیچ وجه در صدد القاء اینکه وضعیت فرا مدرن تنها جریانی است که می تواند ادبیات امروز را از خمودگی در آورد نیستم، هر چند شخصاً به این مسأله باور دارم) اتفاقی است که در زبان رخ می دهد و در این اتفاقی که در حال وقوع است زبان به گونه ای در ذهن مؤلف خلق می شود و این فرایند به قیمت "مرگ مؤلف" و "تولد مخاطب" قابل مشاهده است. "رولان بارت" یکی از تئوری پردازان جریان پست مدرن اینگونه می گوید: ... به نظر می رسد همواره در انتها ایستاده است مؤلف که در گوش ما راز می گوید ... به روایتی دیگر این رویداد از جانب مؤلف، در شیوه ی نویسش اشیاء قابل دید است و از جانب مخاطب در نحوه ی خودش اشیاء. (اینجا بحث دال و مدلول پیش می آید که آن را با اجازه به زمان دیگری موکول می کنم.) افق دیدمان مدام در حال دگرگونی است. هیچ پدیده ی ثابتی جاودان نیست. انگاره های سنتی هنوز در گوشه و کنار زندگی انسانها دیده می شوند. اینها همه یعنی اینکه به متن، نمی توان شدیداً باور داشت. چنین است که خلق زبان یا تولد نشانه ها یک روند ناگزیر است. در وضعیت پسا مدرن، "روایت" به شدت تکه تکه است. راوی، ناگهان مرده است. انگار "متن" و "مخاطب" توطئه ای کرده اند و دست به دست هم داده اند و مؤلف را در نقطه ای از "خود" مدفون کرده اند و پس از این "اتفاق" کنار گور مؤلف "بحث علمی" می کنند! <br />اُمبرتو اِکو" در جایی گفته است: ... نشانه (زبان، فجیع ترین نوع نشانه است) یک وضعیت صرف است یعنی چیزی است که به جای چیز دیگر می نشیند ... . معتقدم به یک وضعیت صرف نمی توان اعتماد داشت. "سوسور" و "دریدا" هر کدام به نحوی از انحاء، ناپایداری زبان و نشانه را بیان کرده اند. من می گویم: زبان، قرار گرفتن شوره ها ذیل یک اتمسفر مشکوک است. مثلاً برای 5 نفر، که با یک دال مشابه روبرو می شوند 5 مدلول آفریده می شود. سالینجر تعبیری دارد اینگونه: "ما نباید بگوییم فیل بزرگ است بلکه تنها زمانی می توانیم این چنین بگوییم که فیل کنار چیزی شبیه سگ قرار گیرد!" زبان به تنهایی ساختار نیست، اما تحت تأثیر "ساختار" است. متن، در واقع یک n وجهی غیر منظم است. در متن های این شکلی که متشکل از مرزهایی به تناسب رویدادن خواننده هستند، اول شخص مفرد، جایگاه سنتی خود را (که جایگاهی مجازی و باطبع غیر واقعی است) از دست می دهد و اشخاصی که به تناسب کاراکترشان به متن وارد می شوند از زبان رمز زدایی می کنند. دوستان! چیستی و چگونگی تولد زبان، آن هم در فضای گذار از مدرنیسم به سمت پست مدرنیسم، به حدی ذهن هنر آوانگارد را به خود مشغول کرده است که حتی عده ای از نظریه پردازان، خیلی صبورانه، فلسفه را از آن جهت که نوشته می شود و نوشتار، تنها حالتی از بازنمایی است فاقد اعتبار می دانند. از نظر صاحب این قلم "اتفاق" را از این جهت، باید مورد بازنگری و نهایتاً بازنویسی قرار داد که احتمالاً در امتداد واجها، کلمه ها و جمله ها می خواهد بروز کند. پرداختن به قضایایی از این دست به وسواس و دقت بیشتری نیازمند است که به گمانم از حوصله ی این دقایق خارج است. امیدوارم بتوانم در آینده ای نه چندان دور، این قضایا را به انضمام سایر اموری که می توانند ما را در شناخت هنر آوانگارد یاری دهند بیشتر بشکافم. از دوستان عزیزم بار دیگر می خواهم که سؤالم را یکبار دیگر مرور کنند: "آیا اتفاق در زبان اتفاقی است؟" زیاده عرضی نیست ... باقی بقایتان ... تا بعد ...<br /></p>]]></description></item><item><title>قــطره ای از اقــیانوس</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1565</link><description><![CDATA[<p>فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل<br />چـون بگذریم دیـگر نتـوان به هم رسـیدن<br />      *     *     *<br />غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ<br />که بر نظــم تـو افـشـانـد ملک عقــد ثــریا را<br />شعر از دیر باز میان ایرانیان از قداست و ارزش ویژه  ای برخوردار بوده و جایگاه ویژه ای در دل پر شور تمام مردم ایران زمین داشته است. بزرگان ما در مجالس بسیار رسمی از اشعار شاعران بزرگی چون حافظ که قلب ادبیات ایران است استفاده می کردند. زیرا این سرزمین با تمام طبیعت خدا دادی اش که نقاش ازلی آن را چنان آراسته که چشم ها را به خود خیره می کند. همواره مهد پرورش شعر و موسیقی و تسکین دهنده آلام درونی اهل دل و بی دلان شیدا بوده و هست. سخنم با نسل جوان است نسل جوان و برومندی که پدران پیر دست به زانوان خود زده و بر قد و بالای رعنای آنان می نازند. سخنم با دختران و پسران جوانی است که خود را بی نهایت دانشمند و اهل علم می دانند و به ذهن خلاق و تحصیلات خود در برابر آن پیران شکسته قامت روزگار می نازند. پیرانی که گر چه در زمین های کشاورزی شب های سرد و سوزان و روزهای گرم و آتشین را طی کرده اند تا این نهال کوچک به نخل تنومندی تبدیل شود، گر چه سواد چندانی نداشته اند ولی هیچگاه تفال به جناب حافظ را فراموش نمی کردند. اهل دل بوده اند، پدرانی را می شناسم که در روزگار پیری محرمی جز حافظ ندارند و لحظه هایی کتاب این استاد بزرگ قلب شعرای ایرانی و به جرأت جهان از دستشان نمی افتد، حال بر سر ما چه آمده است. در کلاس درس حاضر می شوم و به دانش آموزان می گویم هر کس 5 غزل از حافظ را حفظ کند جایزه بسیار خوبی می گیرد فقط دو نفر استقبال می کنند. جوانی که برای دوران جوانی خود اگر به حافظ رجوع کند او را با هزاران درس آشنا میکند. حافظ تنها شاعر نیست بلکه او تمام پس کوچه های وامانده ی ما را سپری کرده است. <br /><img src="http://img.bairami.com/?i=1000896.jpg&n=dayhafez86-1"><br />ما اگر اندر خم یک کوچه مانده ایم او هفت شهر عشق را طی کرده است. ای کاش ما بیشتر دقت برای شناخت و فهمیدن حافظ داشتیم. چون او ما را با قرآن آشنا می کند. ما هر روز کمتر از دو ساعت با اینترنت سر می کنیم، در حالی که اگر ده دقیقه از دو ساعت را فقط برای رو خوانی دیوان حافظ وقت بگذاریم ما نیز از جرگه ی حافظ شناسان عقب نمی مانیم. احساس می کنم ما نسبت به این مقوله بسیار کم اهمیت شده ایم و این وظیفه ی نسل جوان است که آثار گذشتگانی چون حافظ که در میان ما ایرانیان دیوان اشعارش بی نهایت قرب و اجر دارد حفظ بماند. حفظ این آثار ارزشی و بها به آنها، سینه به سینه، نسل به نسل، گشته تا به ما رسیده است. اکنون مسائل و مشکلات زندگی نباید ما را از این شاعر بزرگ غافل کند. ما معلمان وظیفه داریم که نوجوانان خود را با حافظ آشنا کنیم چهره او را که از قرن هفتم تا به امروز درخشیده به آنها نشان دهیم. بگوییم که او تنها یک شاعر نیست بلکه قلب تمام شعرای ایران است. بگوییم که اشعارش همچون خون در رگ ما ایرانیان جاری است. او را باید بیش از این بها دهیم. هنوز نوجوانان و جوانان این منطقه به درستی نمی توانند غزل خوانی کنند. اگر در کلاس درس یک غزل روزانه خوانده شود آنها با این دیوان غریب نا مأنوس نخواهند بود. اینکه ما فقط چند کتاب درسی را بخوانیم چه لطفی برای ما دارد امروزه در تمام دنیا محتوا جدید است اما آثار گذشته همچنان پا بر جاست. پس بیایید از آن کودک خردسال که کل دیوان حافظ را از بر است بیاموزیم و حد اقل برای حل مشکلات زندگی از حافظ کمک بگیریم چون حافظ تحت تأثیر قرآن است و قطره ای زلال از اقیانوس بی انتهاست.<br />فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل <br />چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن<br />قبول دارم که درها و مشکلات ما بس زیاد است اما روح ما احتیاج به تنوع و شادی دارد. ما دردها و آلام را، شادی ها و خوشی ها را در لابه لای مصراع های حافظ می توانیم ببینیم. حافظ هم درد کشیده است و هم از عشاق واله و شیدا. آن عاشق دور از دیار در تمام غزل هایش این درد را به نظم کشیده و آن سوز و گداز را در تمام بیتهای او می توان دید. چه بهتر که ما از این استاد درس بگیریم و درد و آلام را با خواندن غزلی از حافظ تسکین دهیم چون بر گرفته از دل قرآن است. شیرین بیان کرده و بر دل و جان ما می نشیند. برای ارتقاء سطح فرهنگی این خطه نیاز به تلاش و همگانی داریم. <br />بر سر تربت ما چون گذری همت خواه.<br /></p>]]></description></item><item><title>دینداری نه اینست که شما می گویید !</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1564</link><description><![CDATA[<p>زخانقاه به میخانه می رود حافظ<br />مگر زمستی زهد ریا به هوش امد<br />روزی خوش و معنوی را در بسطام و خرقان بر سر مزار ابوالحسن خرقانی و بایزید بسطامی دو تن از عارفان نامدار ایران و جهان گذرانیدم . اما شب ان روز در شاهرود در تماسی تلفنی درد دل های دوست عزیزم جناب یونس جعفری را شنفتم و بسی ازرده گشتم . بنده چند صباحی است که با نشریه وزین بیرمی همکاری قلمی داشته ام و البته این همکاری لزوما  به معنای همنوایی با مواضع این نشریه در مسایل سیاسی و اجتماعی نبوده و نیست ، اما حقیر به عنوان یک مدعی مسلمانی که عمیقا به اموزه های قرانی علاقه مند است ، از تلاش و جنجال برخی همشهریان که بنام دین در پی لکه دار کردن ابرو و حیثیت انسان های شریف بوده اند ، متاثر گشتم و حافظ وار سرود الغیاث سر دادم ...<br />بنده در شب برگزاری ششمين سالگرد نشریه وزین بیرمی در اهواز و کنار رودخانه زیبای کارون بسر می بردم و در مراسم حضور نداشتم .طبعا برگزاری همایش هایی از این گونه دارای کارکردهای مثبت و به میزان اندکی هم کاستی ها و نواقصی خواهد داشت ، که با نقد برادرانه و دلسوزانه ، و نه از روی هوا و هوس های شخصی و با نیت تخریب شخصیت افراد ، ان اشکالات هم مرتفع خواهند شد .<br />ملاحظات من :<br />در احادیث اسلامی می خوانیم که حرمت و  ابروی مومن حتی از خانه خدا و مقام ابراهیم هم گران سنگ تر است . خداوند در قران کریم به دینداران هشدار می دهد که مبادا در دین خویش غلو و زیاده روی کنید ... {نساء : 171 و مائده : 77 } . به مومنان سفارش می کند : " هرگاه سخن گویید ، عادلانه گویید هرچند به زیان خویشاوندان باشد ... {انعام : 152} . و باز تاکید می کند : "دشمنی با گروهی دیگر ( شما را از دایره انصاف خارج نکند و  ) وادارتان نکند که از عدالت ورزی دور شوید . عدالت بورزید که به تقوی نزدیک تر است و از خدا بترسید ... (مائده : 8 ) . با تامل در این گزاره ها ، به نظر نمی اید بزرگ نمایی اشتباهاتی که به نظر ما اشتباه می نماید و فراتر از ان گناهان بزرگی همچون دروغ ، غیبت و تهمت و اقدام به دریدن و لکه دار کردن ابروی افراد (به جای پوشش ورزی ) ،عملی دین ورزانه و اخلاقی و نشانه ای از شریعت محوری باشد ، بلکه به عکس ...<br />نمی دانم بوسه نهادن بر دستان فرتوت مادری پیر که نماد ازادگی و دلاوری فرزندان این سرزمین است ، و هیچ لذت و قصد و منظور  شهوانی نیز در ان متصور نیست ، چه اشکالی دارد که اینگونه به خروش امده اید ؟ اگر هم این اقدام به نظر شما ناراست می نماید ، این راه که پیش گرفته اید نه راه معصومان محمدی در امر به معروف و نهی از منکر است ... خداوند در سوره ی نور (ایه 60) می فرماید : " پیرزنان  که دیگر امید شوی  کردنشان نیست ، بر ایشان گناهی نیست و مرتکب بزه ای نشده اند اگر چادر و حجاب از سر بنهند ... "  . در فرهنگ اسلامی کنیزان ملزم به گذاشتن دستمال بر سر  و رعایت حجاب نیستند . در بیان این ایه شریفه هم مراد ایه واضح است . زنان سالخورده از ان جا که جاذبه جنسی ندارند و کسی به ان ها نگاه شهوی نمی کند بنابراین ملزم به رعایت حجاب نیستند / برادران دینداری نه اینست که شما پندارید !<br />از این نارواتر دخالت در امور شخصی انسان ها و گمان های ناروا و سوء در حق برادران دینی است که خداوند در سوره ی مبارکه ی حجرات (ایه ی 12 ) ما را از ان بر حذر داشته است . مگر دست دادن و بوسیدن و معانقهبا خواهرزادگان که محرم انسان هستند ، چه محذور شرعی دارد ، و با کدامین گزاره شریعت در تخالف است ، که اینگونه به هتک حرمت افراد می پردازید ... ؟<br />ایا نمی ترسید از ان روز که رازها اشکار شود (طارق :9) و پیشگاه حقیقت شود پدید و شرمنده شویم از این که چرا عمل بر مجاز نمودیم ؟ <br />خداوند ستار العیوب است ، چرا ما نباشیم ؟ <br />خداوند بندگانش را پوشش می دهد ، چرا ما پوششگر نباشیم ؟<br />و در پایان سخنی با خود و با دیگران :<br />-  با خود <br />گر مسلمانی از اینست که حافظ دارد<br />وای اگر از پی امروز بود فردایی<br />-        وبا دیگران <br />-        برادران ای کاش برای رفع بیکاری جوانان هم بیانیه می دادیم ؟<br />-        ای کاش برای رفع مشکلات جوانان از جمله مشکل خانمان سوز مسکن و ازدواج جوانان هم بیانیه ای می دادیم ؟<br />-        ای کاش برای حل نابهنجاری های فرهنگی و اجتماعی و امار نگران کننده اعتیاد هم مطلبی می نوشتیم ؟<br />-        ای کاش برای دین گریزی جوانان و خالی شدن صف های نماز مساجد از جوانان ، و مهجوریت قران در جامعه و خانواده ها هم چاره ای می اندیشیدیم ؟<br />-        ای کاش برای تضییع تاریخی حقوق مردم استان هم فریادی بلند می کردیم  ؟<br />-        و  ای کاش ...<br /></p>]]></description></item><item><title>برد شیرین کارگر در بیرون از خانه</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1563</link><description><![CDATA[<p><img src="http://img.bairami.com/?i=1000894.jpg&n=-Ø¨Ù†Ù‡-Ú¯Ø²"><br />ورزشگاه تختی شهر یاسوج- هوا بارانی. داوران از اندیمشک ناظر از شیراز کارگر در اولین بازی خود در ورزشگاه مملو از تماشاگر تختی یاسوج به دیدار استقلال جوان ان شهر می رود. استقلا یاسو.ج که از امتیاز میزباتنی و تشویق یک صدای طرفدارانش سود می جست در دقیقه 18 به گل رسید ولی نتوانست از اندوخته اش نگه داری کند و درست 11 دقیقه بعد (29) توسط مهاجم جحوان خود فرزاد کرمی به گل تساوی رسید. و همین بازیکن جوان و آتیه دار در دقیقه 37 دومین گل خودش و تیمش را زد تا کارگر با پیروزی 2 بر 1 نیمه اول را بسود خود کرده باشد. در نیمه دوم هنوز بای جا نیافتاده بود که میزبان در دقیقه 53 به گل تساوی دست یافت و بعد از آن دو تیم به حملات متقابل بر روی دروازه ای همدیگر دست زدند ولی کارگر برای مصمم تر بود که در دقیقه 75 تیر خلاص را برای سومین بار فرزاد کرمی به پیکر نیمه جان استقلال جوان یاسوج زد تا کارگر در اولین گام به 3 امتیاز با ارزش دست یافته باشد و فرزاد کرمی هم در یک بازی رؤیایی هر 3 گل تیمش را بثمر رسانید. در این بازی دلپذیر مدافع آخر کارگر مصدوم شد و حمید بورکی جانشین وی شد و همچنین رضا شهریاران در ادامه بازی بجای محمد شادان به زمین رفت و حمید پولادی هم در اواخر بازی بجای فرزاد کرمی وارد بازی شد. مهاجمین کارگر در اواخر بازی اگر بیشتر دقت می کردند می توانست جشنواره گل براه اندازند که عدم رفت آنها مانع از این کار شد. کارگر با این ترکیب و سیستم 1-5-4 به میدان یاسوج پا نهاد. حسن پرده شناس دروازه بان- حسین دلپذیر- غلامرضا زارعی- علی صمدیان- عبد الحمید اسمعیلی- حمید جهان بخت- عبد الصمد باغ ملایی- رضا شهریاران- فرزاد کذرمی- محسن ربیه و رسول دشتیاری آزاد- به مربیگری سهراب بختیاری ازاد. نکته قابل توجه گفتن اینکه تمامی مسئولین استان در استادیوم یاسوج حضور داشتند و استقلال نماینده شهرستان را حمایت می کردند- خداد اد افشاریان داور نامور فوتبال کشور نیز برای تقویت روحیه همشهریانش در استادیوم حضور داشت. مشخص بود کعه این تیم از لحاظ مالی هیچ دغدغه ای ندارد در حالیکه نماینده شهرستان و استان خودمان کارگر واقعاً وضعیت مالی خوبی ندارد و چشم انتظار مسئولین با سخاوت شهرستلان و استانمان می باشد تیمهای همگروه کارگر هر کدام بنوعی توسط شرکت های متمول ساپرت (حمایت) می شوند د حالیکه نماینده ما اینچنین نیست و اگر به این نماینده پر افتخار که در این گام در بیرون از خانه اینچنین امتیاز می گیرد توجه نشود نمی تواند ادامه دهد و انگاه است که همه افسوس خواهیم خورد. کارگر سه شنبه 14/8/87 در شهر اهرم بازی دوم خود را در مقابل تیم متمول صنعت نفت نوین آبادان برگزار می کند که انتظار می رود ورزش دوستان جهت حمات همه جانبه نماینده شهرمان به ورزشگاه شهدای تنگستان بیاید. در دیگر بازی های این گروه لوله سازی اهواز در آبادان با 1 گل صنعت نفت نوین آبادان را برد و نفت اهواز با نتیجه 1 بر 0 شهدای کوهرنگ چهارمحال و بختیاری در خانه شکست داد. در این هفته ابوذر کنگان استراحت داشت و پرسپولیس گناوه هم که قرار بود در خرم آباد به دیدار پرسپولیس خرم آباد برود به دلیل سفر ریاست جمهوری به آن دیار لغو شد.<br /></p>]]></description></item><item><title>دشـتی و مؤلفه های توسـعه رود مند کانون مناسب ایجاد قطب کشاورزی جنوب است</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1562</link><description><![CDATA[<p><img src="http://img.bairami.com/?i=1000893.jpg&n=9"><br />دشتی یکی از دو شهرستان مهم تاریخی استان بوشهر که اکنون با تقسیم به چهار شهرستان بیشتر از لحاظ فرهنگی در استان بوشهر و جنوب کشور دارای آوازه است. وجود عالمان علوم دینی، مدارس و. حوزه ها و صاحبان اندیشه های والای انسانی این شهرستان ر ا در مقام مقایسه با سایر شهرستانها البته در گذشته در مقامی قابل توجه قرار می داده است. اکنون که از دوران شکوه دشتی کمتر آثار زنده ای باقی مانده بیشتر خاطرات و اسناد است که در منابع پراکنده به یادگار مانده از لحاظ جغرافیایی نیز به نحو چشمگیری کوچک و جمع و جور شده است تنها با دارا بودن دو شهرستان کوچک اما مؤلفه های چشم گیر و بالقوه ای برای توسعه را داراست که حتماً قابل بررسی و آسیب شناسی است این شهرستان البته همانند بیشتر شهرهای کشور از دیرباز به وسیله کشاورزی و دامپروری دارای رونق بوده که به نظر می رسد هنوز هم عمده درآمد ساکنان این شهرستان از محل کشاورزی و دامپروری تأمین می شود. آب و هوای مناسب البته در فصول سرد سال و کشاورزی خلاف فصل در این اواخر باعث رونق نسبی برخی از روستاهای این شهرستان است. از مهمترین مؤلفه های توسعه در این شهرستان می توان به صنایع دریایی و شیلات و کشاورزی و معدن و امروزه حضور منابع انرژی و نفت و گاز اشاره کرد. دشتی که تقریبا در قلب استان بوشهر واقع گردیده اما علاوه بر مؤلفه های یاد شده یک امکان مهم دیگر توسعه را از دیر باز در قلب خود جای داده که به سبب عدم اعتنا به آن در سالهای حیاانی دهه شصت در تاریخ این شهرستان باعث خرابی های زیاد و تخریب و تخلیه جمعیت از روستاهای زیادی گردیده. آنچه از شواهد تاریخی در حاشیه رود مند علی رغم بی توجهی و تخریب طبیعی و انسانی باقی مانده حاکی از این اتفاقات است که بر روی این رودخانه سدی تعبیه شده بود که باعث می شد مسیر آبهای شور و شیرین از همدیگر جدا شده و آبهای شیرین آن باعث رونق کشاورزی و دامپروری در پهنه عرضی این شهرستان باشد. امروزه از این فرصت مناسب استفاده منظم چندانی نمی شود  فقط گاه به گاه آنهم در فصول ازدیاد بارندگی و هنگامی که غلبه بر آبها شیرین است فقط برای کشت گندم در حوزه ی اراضی ساحلی این رودخانه استفاده می شود. هر چند هر کدام از مؤلفه های بارز توسعه در شهرستان دشتی جداگانه قابل بررسی است اما به دلایلی نگارنده قصد دارد در این مقال به رودخانه مند بپردازد و طبیعی است هر کدام از سایر مؤلفه ها در آینده می توانند مورد برسی قرار بگیرند. از آنجایی که رودخانه مند در سالهایی منشا تخریب روستاهای زیادی در این شهرستان گردیده و باعث شد جمعیت زیادی از روستاهای نوار ساحلی این رودخانه به سمت مناطق پیرامون بعضا دو شهر خورموج وکاکی کوچ کرده و از آن رو که هیچگاه برای عمران و آبادانی دوباره این روستاها اقدام روشنی از سوی مسئولان صورت نگرفت این موضوع دارای نوساتالژی بیشتر و جذبه ی قابل اعتناتر برای پرداختن است. رودخانه مند که از استان فارس منشا می گیرد از هنگام حضور در پهنه جغرافیایی استان و شهرستان دشتی به سبب شیب ملایم و امکان بهتر ته نشین شدن آبرفتهای فصلی در دو نوار ساحلی خود زمین های کشاورزی قابل اعتنایی ایجاد کرده که به دلایل بیشماری این امکان از برنامه ریزی های مدون سازمانها و نهادهای دولتی دور مانده است.<br />در شرایط فعلی که توسعه دولت به سمت توسعه مناطق محروم جلب شده است چه بسا با مطالعه ای علمی بتوان از این امکان و موهبت طبیعی و خدادادی بهره برداری بهینه و ایجاد قطب کشاورزی مناسب در جنوب کشور بهره برداین فرضیه هنگامی قوت می گیرد که توجه داشته باشیم این خطه به لحاظ دارا بودن آب و هوای مناسب بخصوص در فصل زمستان امکان کشت محصولات خارج از فصل را به سادگی مهیا می کند. در حال حاضر برخی از روستاهای نوار ساحلی این رودخانه که از سفره های آب شیرین طبیعی برخوردارند گوجه فرنگی عمده درآمد ساکنان این روستاها و حتی روستاهای مجاور و شهرها در فصل زمستان را تشکیل می دهد و چه بسا درصد زیادی از اهالی این روستاها تنها منبع درآمد خود را از این طریق ارتزاق می کنند چنانچه در محل سد تاریخی قمطره یا در محلی مناسب تر بتوان امکان شیرین ماندن آب این رودخانه را ایجاد نمود بی شک با توسعه کشاورزی و به ویژه کشت گوجه فرنگی که در این سالها بخصوص در فصل زمستان که امکان تهیه آن در بیشتر شهرهای کشور میسر نیست می توان جمعیت نه چندان زیاد شهرستان دشتی را به سمت تولید و اشتغال موله هدایت نمود. به نظر می رسد با توسعه دانش سد سازی در کشور و پیشرفت در علوم مربوطه و کشاورزی اندکی توجه و صرف اعتبار بتوان به این مهم دست یافت و چندان دور از انتظار نیست که بتوان نواحی ساحلی رودخانه مهم و تاریخی مند را به قطب کشاورزی و دامپروری جنوب کشور تبدیل کرد. در هر حال رودخانه مند اکنون بی استفاده چشمگیری، سالها است که با تخلیه و تخریب روستاهای نوار ساحلی اش به صورت رودخانه ای متروک و مرده در آمده هر چه بیشترآبرفتهای ذی قیمت خود را به نوار ساحلی هدیه می دهد با عدم توجه و برنامه ریزی، این امکان مهم بیشتر و بیشتر مورد بی مهری و توجه واقع گردیده و این نعمت خدادادی بی هیچ استفاده شایسته ای فقط و فقط به هدر می رود در حالیکه امکان استفاده بهینه از آن سالهاست که وجود دارد اما بی خواست افکار عمومی شهرستان این امکان بالقوه به فعلی تبدیل شده است و تنها کشاورزی سنتی به صورت محدود و گاه گاه در حاشیه آن در برخی سالها فقط باعث تأسف و تأثر بیشتر کسانی است که آبا و اجدادشان در حاشیه این رودخانه سالها به کشاورزی و دامپروری بی دغدغه چندانی روزگاری را به آزادی سپری کرده اند. با اندکی توجه و سرمایه گذاری می توان رودخانه مند را به منبع درآمدی مطمئن برای ساکنان ساحلی آن تبدیل کرد و با جبران خرابی های موجود این منطقه را با آبادانی و عمران آشتی داد و در مسیر توسعه علاوه بر تأمین زندگی مردم این خطه یا کشور را نیز در تأمین برخی از محصولات کشاورزی که فقط و فقط امکان کشت آن در این خطه میسر است با خود کفایی و عدم وابستگی به برخی محصولات بخصوص محصول مهم گوجه فرنگی در فصل زمستان کمک کرد.<br /></p>]]></description></item><item><title>چرا قيمت دلار بالا رفت؟</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1561</link><description><![CDATA[<p>بحران اقتصادي امروز جهان، ‌مسائل و سوالات زيادي را براي دست‌اندركاران ذي‌ربط ايجاد كرده و بحث و بررسي درباره اين مسائل را به موضوع روز كارشناسان و رسانه‌ها در سطح جهان تبديل كرده است.<br />مهران دبيرسپهري در سرمقاله «دنياي اقتصاد» مي‌نويسد: اما يكي از مسائلي كه كمتر درباره آن صحبت مي‌شود، پاسخ به اين سوال است كه چرا قيمت دلار آمريكا بالا رفت؟ در شرايطي كه نطفه بحران در اين كشور ايجاد شد. مطلب ذيل پاسخي به سوال مزبور است.<br />ارزش پول يك كشور با تغييرات نرخ بهره نسبت مستقيم دارد. به اين معنا كه با افزايش نرخ بهره، با فرض ثابت بودن ديگر متغيرها، ارزش پول افزايش و با كاهش بهره، ارزش پول كاهش مي‌يابد. با توضيح فوق مي‌توان ارزش نسبي پول كشورها را نسبت به يكديگر نيز با توجه به تغييرات نرخ بهره، برآورد نمود. بنابراين تغيير نرخ بهره در يك كشور نسبت معكوس با ارزش پول كشورهاي ديگر دارد. مثلا افزايش نرخ بهره در آمريكا موجب كاهش ارزش يورو نسبت به دلار مي‌شود.<br />عامل ديگري كه مي‌تواند روي ارزش پول يك كشور اثر داشته باشد، بي‌انضباطي پولي در بانك مركزي آن كشور است. البته اين بي‌انضباطي معمولا موجب كاهش ارزش پول مي‌شود، نه افزايش آن. همان‌طور كه مي‌دانيم، از حدود 14ماه پيش (18 سپتامبر 2007 برابر با 27 شهريور 1386) كه احتمال وقوع ركود در اقتصاد آمريكا مي‌رفت، بانك مركزي آمريكا در چند مرحله، نرخ بهره را از 25/5 درصد تا حدود 2درصد كاهش داد كه اتفاقا در اثر اين اقدام ارزش دلار در سطح جهاني كاهش يافت. بعد از سقوط مالي جهاني نيز نرخ بهره در آمريكا تا سطح يك درصد كاهش يافته است.<br />با ارائه توضيحات فوق به يك تناقض در مورد افزايش ارزش دلار در اين روزها مي‌رسيم. زيرا هيچ كدام از دلايل مورد اشاره در بالا محقق نشده است تا دليلي براي افزايش قيمت دلار باشد. يعني نه شاهد افزايش نرخ بهره در آمريكا بوده‌ايم و نه شاهد كاهش نسبي نرخ بهره در ديگر كشورها، زيرا كاهش ناچيز نرخ بهره در هفته‌هاي اخير در همه كشورها و به طور يكسان اتفاق افتاده است. از طرف ديگر بانك مركزي آمريكا نيز سياست جمع‌آوري دلار از بازار را در پيش نگرفته است. پس دليل گران شدن دلار چيست؟بسياري از كارشناسان افزايش ارزش دلار را با سقوط مالي جهاني مرتبط مي‌دانند، اما در مورد چرايي آن كمتر صحبت شده است. همان طور كه مي‌دانيم، ايجاد حباب مسكن و سپس تركيدن آن در آمريكا باعث شد كه همه كشورها در سطح كلان متضرر شوند، اما اين ضرر به طور نسبي در مناطقي بيشتر و در مناطقي كمتر بوده است و به نظر مي‌رسد كشور آمريكا بخشي از ضررش را به كشورهاي سرمايه‌گذار در بخش مسكن خود منتقل كرده يا به عبارت ديگر انتقال ثروت به آمريكا اتفاق افتاده است.<br />شاهدي كه اين ظن را قوي مي‌كند، آن است كه ژاپن برخلاف اروپا در بازار مسكن ايالات‌متحده، هيچ گونه سرمايه‌گذاري نكرده و به همين دليل افزايش ارزش دلار نسبت به يورو بيشتر از افزايش ارزش دلار نسبت به ين بوده است. توضيح آن كه در هفته‌هاي اخير، شاهد افزايش حدود 22درصدي دلار نسبت به يورو بوده‌ايم، در صورتي كه ارزش دلار نسبت به ين تنها حدود 8درصد رشد كرده است. بنابراين افزايش ارزش دلار را بايد در موضوع انتقال ثروت از خارج (به ويژه اروپا) به آمريكا جست‌و‌جو نمود. استدلال ديگري كه وجود دارد اين است كه سرعت گردش پول (يا دلار) در <br />سطح جهان به شدت كاهش يافته است. به همين دليل مطابق با رابطه مقداري پول، طبيعي است ارزش دلار افزايش يابد. البته اگر هم موضوع سرعت گردش پول موثر بوده باشد، نمي‌توان همه <br />علت را در اثر آن دانست؛ زيرا همان طور كه گفتيم، افزايش ارزش دلار نسبت به ديگر ارزها يكسان نبوده است. اميد است اين نوشته آغازي باشد براي بحث‌هاي بيشتر روي موضوع فوق.<br /></p>]]></description></item><item><title>اشاراتی به وقایع اخیر در رابطه با ششمین سالگرد تولد بیرمی</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1560</link><description><![CDATA[<p>"عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید" <br />رسول اکرم (ص)<br />اِنَّ اللهَ عِندَ لِسانِ کُلَّ قائِلٍ، فلیَتَّق اللهَ عَبدٌ، وَلیَنظُر ما یَقُولُ<br />خداوند ناظر هر گوینده ای است پس بنده از خدا بترسد و مواظب کلام خود باشد. رسول اکرم (ص)<br />هیاهویی که پس از برگزاری مراسم ششمین سال فعالیت نشریه بیرمی بهانه ای شد تا قلم را به دست گیرم. و حال اینکه این گونه مسائل باعث یک سری تفکرات اشتباهی می نمود که پیامدهایی را از سوی عده ای در برداشت. براستی این چنین رفتارها تا چه اندازه برای همه قابل درک و تعریف شده است؟ تنگستان با پیشینه تاریخی، ادبی، مذهبی، سیاسی و مبارزاتی خود نامی آشنا در تمام این سرزمین است و همچون مدال زرینی بر سینه باعث سربلندی همه ماست. مرکز این شهرستان با قرار گرفتن در حالتی بن بست از لحاظ موقعیت جغرافیایی متأسفانه از بسیاری امتیازات و حقوق خود دور مانده است، اما خوشبختانه قابلیت پیشرفت فراوان دارد و این همتی بلند می طلبد تا از حال حاضرش بدر آید. دامن زدن به حواشی و کناره های نسنجیده و غلط و قرار گرفتن در فرع و دور شدن از اصل و بدون در نظر داشتن تمامیت قدمت فرهنگی و تمام آنچه این شهرستان دارد باعث میل به سوی زوال فکری بر پایه تفکرات بی منطق شده است. آیا این قبیل مسائل راهی را برای پیشرفت ترسیم می کند؟ یا به جای اینکه آینده نگری مناسبی برای شهرمان در دستور کار شهروندی خود قرار دهیم صلاح است هر از گاهی خود را درگیر تشنج ها کنیم و دل به سختی سخن ها دهیم وکسانی را که می خواهند به سوی نوآوری گامی مثبت بردارند با همان نپرداختن به اصل و گرایش پیداکردن به فرع برنجانیم و آزار دهیم من و ما از شهر و شهروندی خود چه می خواهیم که بنای ناسازگاری را هر شبی سر مشق خود قرار دهیم؟ بیاییم کمی منصفانه تر و عمیق تر تمام آنچه را که در این سالها روی داده است از اول عادلانه تر مرور کنیم. سهم من یا هر کدام از ما برای رسیدن به یک کمال نسبی چقدر بوده است؟ چقدر از روزهامان با شرافت انسانی و عقیدتی نسبت به اعتلای همه جانبه شهرمان پرداخته ایم؟ چقدر برای نام بلند شهرمان ارزش نهاده ایم؟ چقدر هر روزمان را عیدی فطر یا نوروز برای دور انداختن چرکین ترین گفته ها قرار داده و با صدر العین قرار دادن برادری و برابری در سایه لطف رب الجمیل با پیوند مسلمانی لحظاتی شیرین را برای خود و دیگران رقم زده ایم؟ آیا معنی به ریسمان الهی چنگ زنید این شده که همه ما در کشاکش یک توهم خیال پردازانه ریسمان به گردن هم نوعان (حال از هر گروهی بقول عده ای) بیندازیم. برادری فراتر از اینهاست که بتوانیم نام مقدسش را جریحه دار کنیم بیاییم فراتر از نامی نا آشنا، آشنا باشیم و شویم. ما هر گاه کودکمان سخنی یا گفته ای یا عملی ناخواسته یا خواسته و بر خلاف اخلاق از او سر بزند بالاجبار او را تنبیه می کنیم تا به قولی ادب را از با ادبانی چون ما بیاموزد تا ما را ارضاء کرده و با این حرکات به اصطلاح بد و زشت کودکانه در نظر دیگران شرمنده نکند و کسی به ما خرده نگیرد. اما آیا ما برای تربیت ذات درونی خودمان تلاش کرده ایم تا دیگران بر ما خرده نگیرند.<br /> بعضی هامان به ظاهر بزرگیم اما در عین حال کودکیم. حالا ما با این همه اشتباهات چقدر می توانیم بر جامعه  خود و شهرمان تأثیر بگذاریم. یادم می آید داستانی از پدری که می خواست بدی دروغ گفتن را به فرزندش بیاموزد اما هنگامی که کسی به درب خانه آمد به پسرش می گفت بگو نیستم و این همان نقش تربیتی با همان ظاهر صحیح و اجتماعی است که می خواهیم.<br />ما همه در نظر خودمان سخنوران خوب  و لایقی هستیم اما بیاییم در مشکلات خویش بر سر هر بهانه  به برادری و برابری اهمیتی قائل شویم و باز به هر دلیلی کسی را از خود نرنجانیم و زیر علامت سؤال نبریم و دل را به هر آنچه کینه ساز است آکنده نکنیم.<br />ما مسلمانیم بیاییم اصل دین را بپوییم و طرحی نو بیندازیم و از نگاهی تازه بصیرت کنیم و به دیگران بفهمانیم نه ظاهر آن را. اصالت ما گرانبهاتر از آن است که حتی تصورش را بکنیم و این همان تمایزی است که ما را از دیگر فرهنگ ها جدا می سازد. دامن زدن به تشنج ها آن هم به نام هر چه که در قالب اعتقادات و پیشینه فرهنگی و مذهبی می گنجد، بدون در نظر داشتن و پرداختن به اصل و محتوای آن عملی بسیار شرمگین است که آنرا حتی در جایگاه قتل و زنا قرار داده اند. امروز عصر، عصر خودباوری و پویش در نظرات و مکاشفات بزرگان دینی ماست. برای مقابله با تهاجمات فرهنگی گفته اند و روایات و احادیثی را که هزارو چهارصد سال و اندی پیش بدان اشاره شده و سینه به سینه به نسل کنونی رسیده و تمام بزرگان شرقی و غربی بدان پایبندند و آن هم مذهبی که از صدر اسلام تا انقلاب عظیم اسلامی با خون هزاران لاله آبیاری شده است و هدیه ای کامل و زندگی ساز است.<br />شرم است و هزار شرم که ما بیرق دار علم حسینی باشیم و این چنین برخوردها و اعمال را در این نظام کریمه اسلامی پیاده کنیم. روی سخنمان اول با خود است تا بی نهایت و بعد به عنوان یک همنوع و مسلمان به دیگران، تا هیچ گاه عملی را برای تخریب کسی انجام ندهند. گیرم (بر فرض مثال) کسی خطایی و یا عمل زشتی  انجام داده باشد؛ آیا صحیح است ما بین عده ای به طوری فجیع به عملی اینگونه تاخته و پاسخ دهیم. ما که هر لحظه مان زمزمه ای برای گشایش لطف خداوند  با نمازهای یومیه و ذکر تسبیحات نجوا می کنیم؛ عظمت و بزرگی مناجات ها و تکبیر و تسبیح ها را چقدر بها گذاشته و می دانیم؟ بیایید این خزان زرد نکوهش و تبلیغات سوء را که در بر دارنده نزول ایمان قلبی ما و نشانه نفاق و موجبات ضعف همین اندک ایمان است را بدور انداخته و خود را اصلاح و آرایشی تازه کنیم و برای هر کسی و هر مذهبی حتی اگر او را مسلمان ندانیم مسلمانی کنیم.<br />منزلت حقیقی و آرمانی مقدس عدالت و مساوات را در کلاممان رعایت کرده و برای روزهای بهاری همراه با نام اسلام ناب محمدی (ص) و به فرموده ی معمار راحل این انقلاب حضرت امام خمینی (ره) برادری و برابری را سرلوحه ایام خود نهاده  به انتظار نشسته تا بوی نرگس، آدینه هایمان را بی درنگ و پر از محبت احساس کنیم.<br />بمصداق (اِن اللهَ یامُرُکَمّ بِعدلَ وَ احسان) احسان را جایگزین هر گونه پلیدی کنیم و خاکی را که با عشق از نیاکان به ما ارث رسیده است را موهبتی الهی بدانیم و بر آن همراه و هم گام با تمامی ساکنانش با هر قومیت و مذهب و آیینی قدم گزاریم و سجده عشق و شکر به جا آوریم.<br /></p>]]></description></item><item><title>کامران: در صحن علني درباره پاليزدار نطق مي‌‏کنم</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1559</link><description><![CDATA[<p>وي در پاسخ به سوالي که به موضوع شکايت وي از علي لاريجاني؛ رئيس مجلس به کميسيون اصل 90 اشاره داشت، گفت: نمي‌‏دانم نتيجه اين شکايت چه شده است و بايد آن را از آقايان پيگيري کنم.حسن کامران در واکنش به انتشار اخباري مبني بر ارتباط وي با موضوع پرونده پاليزدار گفت: هفته آينده درصحن علني مجلس راجع به اين مساله نطق خواهم کرد. <br />به گزارش خبرنگار "ايلنا"، نماينده اصفهان با بيان اينکه روز 30 آبان ماه در اين‌‏ خصوص نطق خواهد داشت از پاسخ به سوالات ديگر در مورد پرونده پاليزدار خودداري کرد.وي در پاسخ به سوالي که به موضوع شکايت وي از علي لاريجاني؛ رئيس مجلس به کميسيون اصل 90 اشاره داشت، گفت: نمي‌‏دانم نتيجه اين شکايت چه شده است و بايد آن را از آقايان پيگيري کنم.گفتني است در يکي از جلسات علني ماه گذشته هنگامي که جمع کثيري از نمايندگان نسبت به افشاي وام 100 ميليون توماني به نمايندگان از سوي کامران، اعتراض داشتند، او بارها درخواست تذکر و دفاع از خود را مطرح نمود اما رئيس مجلس به او اجازه تذکر براساس اصل 77 براي دفاع از خودش را نداد به همين دليل کامران شکايت از لاريجاني را درکميسيون اصل 90 مطرح کرد و يکي از نمايندگان در همان جلسه از لاريجاني خواست تا با دعوت از قاضي پرونده پاليزدار خواستار گزارشي از سوي وي به نمايندگان در صحن علني مجلس شود.<br /></p>]]></description></item><item><title>لاریجانی: عباسي حق حضور در مجلس را ندارد</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1558</link><description><![CDATA[<p>رئيس مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه استيضاح حق نمايندگان و يك مساله ملي است، گفت: اگر نمايندگان كژي را مشاهده كردند حق دارند در مجلس مطابق آئين‌نامه آن را مورد پرسش قرار دهند و رسيدگي كنند.<br />رئيس مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه كسي نبايد به خود اجازه دهد با حيثيت مجلس بازي كند، گفت: كار عباسي (مديركل دفتر دولت در مجلس) بسيار ناپسند بود و ديگر حق ندارند در مجلس حضور داشته باشد. به گزارش فارس، علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي طي سخناني در جلسه علني امروز يكشنبه مجلس شوراي اسلامي با اشاره به روز 13 آبان روز دانش آموز گفت: در آستانه روز مبارزه با استكبار جهاني و تسخير لانه جاسوسي آمريكا هستيم و اين روز ارزشمند كه نماد استقلال ‌طلبي و حق‌طلبي ملت ايران است را به دانشجويان، دانش‌آموزان و ملت مبارز ايران تبريك عرض مي‌كنم. وي با اشاره به اتفاقات رخ داده در جلسه چهارشنبه هفته گذشته مجلس شوراي اسلامي در خصوص پرداخت وام 5 ميليون توماني به نمايندگان توسط دفتر دولت در مجلس و گرفتن امضا براي انصراف از استيضاح در لواي اين كار، گفت:‌ در جلسه هفته گذشته مجلس، يك اقدام ناصواب توسط دفتر دولت در مجلس رخ داد كه در خصوص اين مسئله رسيدگي‌هاي كامل توسط آقاي ابوترابي‌فرد انجام شد و نتيجه آن به اطلاع نمايندگان مي‌رسد. رئيس مجلس شوراي اسلامي افزود: آقاي ابوترابي‌فرد اين موضوع را با دقت بررسي كرد و از آقاي زارعي و دوستاني كه پيگيري كردند تشكر مي‌كنم، اين نشان‌دهنده اين موضوع است كه در مجلس تقسيم بندي‌ها در خصوص مصالح ملي با تقسيم‌بندي‌هاي سياسي تفاوت دارد.<br />لاريجاني در خصوص كمك به مساجد و كتابخانه‌هاي حوزه‌هاي انتخابي نمايندگان، گفت: مساله كمك به مساجد روال مشخصي دارد و گاهي نمايندگان اين درخواست را براي مساجد و كتابخانه‌هاي حوزه انتخابي خود داشتند و نهادهاي مربوطه نيز به آنها كمك كرده است. وي افزود: اين روال بايد مطابق سيستم خود دنبال شود و اشكالي كه در اين سخني كه آقاي ابوترابي فرد داشت و مطرح شد اين بود كه كاري كه روال طبيعي داشت و هيچ ربطي به ساحت نمايندگان نداشت با يك فريبكاري در خصوص استيضاح همراه شد و اين كار ناصوابي بود و من از آقايان حيدرپور و فتحي‌پور كه به دقت اين موضوع را درك كردند، تشكر مي‌كنم كه جلوي اين اشكال را گرفتند.<br />رئيس مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه استيضاح حق نمايندگان و يك مساله ملي است، گفت: اگر نمايندگان كژي را مشاهده كردند حق دارند در مجلس مطابق آئين‌نامه آن را مورد پرسش قرار دهند و رسيدگي كنند. لاريجاني افزود: دوستاني كه از دولت براي سئوال و استيضاح به مجلس مي‌آيند بايد تراز كار را حفظ كنند و لزومي ندارد كه خود را به اين مسايل آلوده كنند كه وقتي آن مساله روشن شد اين مسايل به وجود آيد. وي با بيان اينكه از رئيس‌جمهور به خاطر اينكه دستوري را براي پيگيري اين موضوع صادر كردند تشكر مي‌كنم، گفت: اگر دولت و مجلس در اين مساله هم صدا با يكديگر پيگير باشند اين ناآراستگي‌ها كنار خواهد رفت. رئيس مجلس شوراي اسلامي در ادامه با بيان اينكه عباسي مدير كل دفتر دولت در مجلس ديگر حق ورود به مجلس را ندارد، گفت: اين مساله تا همين جا نشان داد كه اشكالي در كار آقاي عباسي در دفتر دولت وجود داشت و اين كار بسيار ناپسند بود و ايشان ديگر حق ندارند در مجلس حضور داشته باشند و كسي نبايد به خود اجازه دهند كه با حيثيت مجلس بازي كنند.<br /></p>]]></description></item><item><title>مختصـری از فعـالیت های انجـمن شـعر و ادب اهـرم از بـدو تاسـیس تـا کـنون </title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1557</link><description><![CDATA[<p>جلسات انجمن شعر و ادب (قبل از انتخابات ) با طرح پیشنهاد دوستان و اعضا را برای گامی نو و حرکتی تازه برای پیشرفت ، همراه بودن با ادبیات استان و کشور و اثبات وجودی خود برای اخذ امتیازات، حضورهای کمرنگ و اعاده حیات ادبی خود . که می توان گفت شهرستان دارای پتانسیل مهم ادبی که متاسفانه جایگاه خود را در جامعه ادبی و هنری استان گم کرده بود سوق داد.<br />با صلاحدید اعضا قرار بر این شد که در آبانماه 86 برای تشکیل انجمنی منسجم با آرمانهای بلند و والا انتخاباتی برگزار گردد که این انتخابات مسئول انجمن و اعضاء انتخاب و معرفی شدند و توانست حیات مجدد خود را با گذشت حدود یکسال فعالیت هنری و فرهنگی با اجرای طرحهای پیشنهادی خود و عملی کردن آنها در قالب انجمن، حق خود را نسبت به اهالی ادب و صاحبان ذوق و قلم شهرستان ادا کنند و با اجرای این طرحها در سطح شهرستان و جامعه ادبی استان و کشور ، شاعران و بزرگان این منطقه را معرفی نمایند. در این بین میتوان اشاره کرد که در حوزه ادبیات تمام فیالیتها و طرحها و اجراها بعمل آمده توسط تعداد کثیری از اعضای انجمن صورت می گرفت.<br />آنچه از حضورتان گذشت تنها شرح مختصری از اتفاقات صورت گرفته تا تشکیل و آغاز بکار رسمی انجمن شعر ادب اهرم بود و پس از آن هم بنا به تعهدی که اعضا و انجمن در خویش احساس می نمود طرحها و برنامه هایی را پیشنهاد و به منصه ظهور نهاد که در ادامه حضورتان اعلام می گردد.<br />1.	هماهنگی در منسجم کردن اعضا برای شرکت مداوم در مجلسات هفتگی (هر هفته یک جلسه و بصورت مستمر) <br />2.	تشکیل بانک اطلاعاتی از اعضا و فعالیت به صورت تشکیل پرونده<br />3.	تهیه و ساخت مهر اختصاصی انجمن با هماهنگی ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تنگستان <br />4.	تهیه و ساخت سر برگ رسمی با انجمن شعر ادب اهرم<br />5.	شرکت دادن اعضا در فراخوانها و اطلاعیه ها و جشنواره ها و کسب مقام توسط اعضا<br />6.	 معرفی انجمن و تعامل با دیگر انجمنهای استان <br />7.	تجهیز انجمن به دفتری مستقل با هدف جذب اعضا جدید و ارتقا سطح کیفی فعالیتهای انجمن و ارائه بیش از 44 طرح پیشنهادی و مناسبتی سال87 به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی <br />8.	تجهیز انجمن به کتابخانه تخصصی و جذب اعتبار در این خصوص از مسئولین با رایزنی های صورت گرفته <br />9.	تجهیز انجمن به بخش تخصصی نشریات و مجلات( این قسمت از آرشیو شخصی اعضا تکمیل و تجهیز گردیده است) <br />10.	تهیه یک دستگاه رایانه برای انجمن <br />11.	راه اندازی وبلاگ انجمن و ارتباط با دیگر وبلاگها ادبی (بیش از 30 انجمن و سایت فعال کشور)<br />12.	تشکیل ستاد داخلی (معاصران جاوید ) بمنظور پاسداشت و تجلیل از بزرگان جامعه ادبی<br />13.	بر گزاری اولین مراسم و پاسداشت تجلیل از بزرگان ادبی و هنری در در قالب ستاد معاصران جاوید تحت عنوان مراسم پاسداشت شاعر روشندل عباس محمدزاده اهرمی<br />14.	شرکت در این اولین جشنواره استانی سنگار افتو ( شهرستان دیلم ) و کسب مقام اول و پنجم توسط آقایان شمس العلما و عباس محمد زاده اهرمی<br />15.	شرکت در اولین جشنواره استانی نماز ،جوان ، مسجد ( شهرستان دیلم ) و کسب مقام اول توسط سر کار خانم رسولی <br />16.	شرکت در اولین شعر شعر استانی فجر (شهرستان دیر)<br />17.	شرکت در جشنواره شعر دانش اموزی و کسب مقام اول کشوری توسط سکینه رسولی و تکرار مقام در دوره بعد <br />18.	کسب مقام اول قصه گویی کشور در دو سال پیاپی توسط سمیه رسولی <br />19.	شرکت در شب شعر انقلاب و عاشورا ( شهرستان دشتی)<br />20.	شرکت در همایش استانی شب شعر انقلاب (حوزه هنری بوشهر )<br />21.	شرکت در شب شعر استانی عاشورا (شهر استان جم)<br />22.	شرکت در شب شعر حماسه عشق ویژه فتح خرمشهر (بوشهر)<br />23.	شرکت در اولین جشنواره استانی شهر طنزوک (بوشهر) و کسب مقام اول شهر توسط آقای عباس محمد زاده اهرمی<br />24.	اجرای شب شهر فتح ویژه آزاد سازی خرمشهر (توسط این انجمن)<br />25.	اجرای اولین شب شعر استانی غدیر و اخذ امتیاز دائمی برگزاری این شب شعر برای شهرستان تنگستان برای انجمن <br />26.	بر گراری شب شعر و شروه خیمه گاه خورشید با حضور شاعران و شروه خوانان نخبه استان با همکاری حوزه هنری بوشهر<br />27.	برگزاری نشستهای هم اندیشی و نقد با حضور دیگر انجمنهای فعال استان در دفتر انجمن <br />28.	نشستهای متناوب با مسئولین شهری و شهرستانی و استانی با هدف معرفی انجمن و استعدادها و اهداف<br />شرکت در اولین و دومین جشنواره ملی مشاعره رضوی و حضور پر رنگ در این مراسم موارد مطرحه صدرالاشاره بخشی از فعالیتهای انجام شده طی سالهای گذشته تا کنون توسط این انجمن بوده است که موارد مشابه و ابداعی جدیدی نیز از پس نتایج حاصل از آن در نظر گرفته شده که در سال های آینده اجرا خواهد شد .<br />حميد آل يوسف<br />مسئول انجمن شعر و ادب تنگستان<br /></p>]]></description></item><item><title>« ماه مـچالـه بـر پیـشـانـی برکه»    منتشر شد</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1556</link><description><![CDATA[<p>مجموعه شعر "ماه مچاله بر پیشانی برکه" عنوان دفتر شعری است که به کو.شش سه جوان شاعر به نام های ابراهیم شاکری از شاعران هم استانی و از دیار خورموج، مرتضا بصراوی شاعر جوان اصفهانی و عباس قبادی از شاعران استان لرستان، شهرستان دلفان (نور آباد) منتشر و به بازار عرضه شده است. این جمع از دوران دانشجویی فعالیت های ادبی خود را با انتشار نشریه دانشجویی نی لبک آغاز نمودند و پس از آن نیز در زمینه های مختلف هنری و ادبی با هم همکاری داشتند. این مجموعه شعر شامل 60 شعر می باشد که گزیده هایی از آن در ذیل آورده شده است.<br />شعري از ابراهیم شاکری<br />1......<br />همه ی دردهام برای هیچ<br />همه ی هیچهام برای تو درد می کند<br />که هنوز<br />دست از پشت نقابم بیرون نیاورده ام و<br />گیلاس از پس نیم کاسه<br />که پشت پام به پام لگد می زند و<br />           از نیم خوابگیم با باران می اندازدم.<br />این که نیمه تنگ این راه<br />       به کجا ختم می شود و<br />       تو قرار است قافله کدام پنجره را لخت کنی<br />                                           خسته ام می کند.<br />من دردهام بوی خودم گرفته<br />  بوی همین که میان استخوان هام می پیچد و<br />                  از دالانی به دالان دیگر می پوساندم.<br />. . . <br />هیچ که ه میان استخوانهات بپیچد<br />                          تازه من می شوی<br />                                من<br />                                با این دو گیلاس نارس در مشت و <br />                                  ایتن همه نقاب بر گرده.<br /><br />شعری از عباس قبادی:<br />در ظلمت صریح شبی مغرور<br />دهلیزهای آشفته ی ذهنم را<br />پا برهنه<br />از پی خاطره ای مخدوش می دوم<br />تا نیمه ی راه گمشده ام را<br />در گرگ و میش موهایت<br />بیایم<br />ردی دور<br />از لوند شور دامنت<br />مشام حافظه ام رات می آکند<br />پیشنیم می سوزد از<br />کوبش بی مداری خون بر شقیقه ها <br />چشمانم گر می گیرند<br />و صراحت رعشه ی دستانم<br />از سماجت تلخی جغدی است<br />که بر بام خانه ی من ناله می کند.<br />شعری از مرتضی بصراوی<br />خفه شو زنیکه <br />با آن ستاره ی کنار دستت<br />مهتابی را روشن کن<br />تا جیرجیرک<br />از لابه لای شاخ و برگ دامنت<br />پر بگیرد<br />برود تا<br />ردیف منتظر پیکان نرده های<br />                              روی دیوار <br />                                         آواز بخواند.<br /></p>]]></description></item><item><title>کتاب جديد روجا چمنکار </title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1555</link><description><![CDATA[<p>آتيه بان:  اين مجموعه در بر دارنده‌ی 21 شعر است كه چمنکار در گفت وگويي درباره‌ی این کتاب گفت: کتاب دو سال پیش تمام مراحلش توسط نشر ثالث انجام گرفته بود ولی متاسفانه به علت تاخیر در صدور مجوز، به تازگی منتشر شده و از سوی این انتشارات روانه‌ی بازار کتاب شده است. وی خاطر نشان کرد: این مجموعه قرار بود با نام "لبهایم را از پشت بام فراری بده" انتشار یابد که به دلایلی با تغییر نام ،"با خودم حرف می‌زنم" منتشر شد. <br /><img src="http://img.bairami.com/?i=1000891.jpg&n=chamnkar"><br />چمنکار افزود: این مجموعه شعر که شامل بیست و یک شعر سپید است در فاصله‌ی زمانی سال 1382 تا 84 است که البته بسیاری از این اشعار در مجلات، روزنامه‌ها و سایت‌های ادبی کشور و جنوب منتشر شده‌اند.<br />سراينده "با خودم حرف می زنم" از حال و هوای این مجموعه به خبرنگار ما چنین گفت: به هر حال قطعا اشتراکاتی با شعرهای قبلی‌ام خواهد داشت ولی معتقدم تا وقتی کار تازه‌ای انجام نداده‌ام و از فضا، زبان، جهان و ساختار اشعار قبلی‌ام فاصله نگرفته‌ام و وارد جهان بکر دیگری نشده‌ام نه باید کتاب را چاپ کنم. بدین معنی که تا وقتی بدانم در شعرهایم صرفا دارم خودم را تکرار می‌کنم دست به چاپشان نمی‌زنم. این به معنای تکرار و تداوم برخی ویژگی‌های درونی و شخصی شده در اشعارم نیست بل که به معنای گذشتن از تجربیات تجربه شده و جستجو و کشف تجربیات تجربه نشده است <br />چمنکار نگرش و ارزیابی مثبتی به آینده‌ی شعر امروز دارد، وی عقیده دارد: ببینید شعر امروز ایران دارای پتانسیل بسیار بالایی است. شاعران جوان ما ، اگر کمی منصفانه قضاوت کنیم خوب خوانده‌اند و خوب تجربه کرده‌اند و خوب هم می‌نویسند، کافی است کمی به آنها اعتماد کنیم و اجازه دهیم از روحیه‌ی نو جویی، تجربه گری و البته پر شر و شور خود در مسیر خلق و افرینش استفاده کنند. شعر، جریانی پیش رونده است، مسیر خود را در هر شرایطی پیدا و خود را تثبیت می کند. شعر امروز ایران حتما در سطح جهانی حرف های زیادی برای انسان پیچیه ی امروزی دارد. <br />وی در پاسخ به این پرسش که شعر را چگونه می‌نگرد، این پاسخ را از او می‌شنویم: شعر برای من یک جریان زودگذر، موقت و کوتاه مدت نیست، پر کننده‌ی فضای خالی زندگی ام نیست. حتا دیگر برایم گریستن و ارام شدن هم نیست، پر رنگ تر از همیشه چنان حضور تپنده ی خود را در تک تک سلول‌هایم اعلام کرده است که نمی‌دانم من او را می‌نویسم یا او مرا.در ادامه هم شعری از این مجموعه را با هم می‌خوانیم: <br />اصلا نباش<br />اصلا به دیدنم نیا<br />دوستت دارم را توی گل های سرخ نگذار<br />برایم نیار<br />اصلا به من <br />به ویلای خنده داری در جنوب <br />فکر نکن <br />سردرد نگیر <br />عصبی نشو<br />اصلا زنگ در <br />تلفن<br />خواب <br />خیال<br />خلوت مرا نزن<br />این قدر نمک روی زخم من نپاش<br />اصلا نباش<br />با این همه <br />روزی اگر کنار بیراهه ای عجیب حتی <br />پیدایم کردی <br />چیزی نگو <br />تعجب نکن <br />حتما به دنبال تو آمده بودم .<br /></p>]]></description></item><item><title>دره ی تاریک</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1554</link><description><![CDATA[<p>1.....<br />در درون دره ای تاریک<br />نیست جزیک تکه سنگ سخت<br />وز کنارش بوته ای سر بر کشیده <br />                                      با هزاران رنج<br />تشنه اما، سنگ می نالد<br />     از زمین خشک و این گرما<br />                   و سکوت مرگباری<br />دشت را در خود فرو برده ست<br />دره در خوابی خشن،<br />                          انگار صد سال است فرو رفته<br />خارها چون سیخ بر روی تن صحرا<br />آب، اما،<br />      قطره ای هم نیست<br />در درون دره ی تاریک. <br /><br />2......<br />سلام ای بهانه ی قشنگ من<br />برای ماندنم دوباره پر بزن<br />تو را قسم به حرمت سکوت من<br />به دخمه ی دلم شبانه سر بزن<br /><br />دوباره ازدحام فکر من در این<br />صدای پای عابران خسته دل<br />صدای شب، شلوغی ترانه ها <br />نگاه سرد مردک شکسته دل<br /><br />"و ناگهان چه زود دیر می شود" (1)<br />و قلب من هنوز نارس است و کال<br />دوباره در هجوم شهر گم شدم <br />و در سکوت سایه های بی خیال<br /><br />خدا کند که باز هم تو بگذری<br />دوباره از سکوت من، گناه من<br />و این غروب سرخ دلشکسته را<br />تو پس زنی ز روی دیدگان من.<br />1. "قیصر امین پور"<br /></p>]]></description></item><item><title>بــرای تــو</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1553</link><description><![CDATA[<p>برای تو<br />برای بیقراری دلت<br />که واژه ها<br />حقیرترین حکایت رنج تواند<br />                                                     نوشته ام<br />برای تو<br />که از غروب گفته ها و سکوت دشت ها<br />به عرش رفته ای<br />                                                     نوشته ام<br />برای تو که در لحظه های جهل مان<br />چراغ روشنی بخش راهمان گشته ای<br />                                                     نوشته ام<br />نوشته ام که در دیار ما <br />زمینیان، لاشه های زندگان سالهای پیش<br />مشامشان، زبوی آدمیتت به خواب رفته است<br />و شلاق بی تفاوتی <br />به گونه های زردشان نشسته است<br />                                                     نوشته ام<br />که در دیار ما زمینیان <br />زائران نعش آفتاب <br />در نفیر مرگ زایشان<br />به حکم مرده پرستی مصلحت وارشان<br />به یاد تو<br />به سوگ نشسته اند<br />                                      نوشته ام<br />که اندیشه ات<br />درون طاقچه غبار گرفته<br />خانه پدر بزرگ<br />به حسرت جرقه ای سوسو می زند<br />                                         نوشته ام<br />که ای ستاره گمشده بیا<br />که ما به انتظار معجزه نشسته ایم <br />به انتظار معجزه و انقلاب واژه ها <br />که سالهاست<br />به سوگ چشم هایی که روشنایی نداشت<br />به گل نشسته است<br />و در غروب رفتنت<br />کویر چشم به راه مانده است<br />بیا که توتمت به یاد تو<br />فقط در سال مرگ نام تو<br />به پا مانده است<br />                                      نوشته ام<br />ای ستاره گمشده بیا<br />بیا ...<br /></p>]]></description></item><item><title>اگر کاروان نبود حرفی کم داشت</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1552</link><description><![CDATA[<p>جمهوری را <br />سنجاق می کنم به پیراهنت<br />حالا هر رنگ نام دیگری دارد<br />بیا جنوب را بر داریم<br />و در انتهای شب پنهان شویم<br />پیراهنم پر از حروف نام پرنده ای ست<br />که سیاه سرفه گرفته<br />و می خواهد پرواز را دردیوار سیمانی پنهان کند.<br /></p>]]></description></item><item><title>يک غزل از مسعود اسماعیلی</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1551</link><description><![CDATA[<p>به احترام خودم یک غزل کبود شدم<br />سکوت کردم و در سینه ام سرود شدم<br />نگاهِ سوخته ای بود و مست عود شدم<br />را دیدم- به شکل زنی با شکوه- خودم<br />به شکل تازه ای از خویش وانمود شدم<br />سخت دست یازیدم- منِ زن- به سوی من<br />و پایبند کسی که خودم نبود شدم<br />حماقت است ولی سر به سنگ و صخره زدم<br />منی که صالح ام و مردی از ثمود شدم.<br /></p>]]></description></item><item><title>غزل، مرد باران</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1550</link><description><![CDATA[<p>نسکافه، چای، قهوه نه مشروب نوشید<br />اینبار هم بارانی سبزش نپوشید<br />عکسی که در دستان او لبخند می زد<br />در خاطرات کهنه اش یکباره رویید<br />باور نمی کرد عشق پاکش رفته از یاد<br />باور نمی کرد، فکر می کرد خواب می دید<br />چشمش خمارز، عشق ناموزون دستاش<br />با گریه او دور خودش صد بار چرخید<br />وقتی نگاهی روی او معکوس می شد<br />اندام خوش ترکیب او چون بید لرزید<br />فکرش دوباره دور می شد از نگاهش <br />وقتی به خود آمد که دیدن باز رقصید<br />از شرم شاید آب شد بیرون پرید و<br />از لجّ او باران دوباره باز بارید<br />شاید به فصل خواهش چشمان دریا<br />حسی غریب اینبار در ذهنش درخشید<br />رفت از نگاه سرد تا دور از هیاهو<br />با مردمان بد، نشیند فصل خورشید<br />پایان شد از آغوش سرد روزهایش <br />پایان شد از ویرانه ها بر عشق خندید<br />چه سرنوشتی داشت شعر مرد باران<br />وقتی که بارانی سبزش باز پوشید.<br /></p>]]></description></item><item><title>خبرنگار هستی که باش، می خواهی من را بترسانی؟!</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1549</link><description><![CDATA[<p><img src="http://img.bairami.com/?i=1000888.jpg&n=-Ø²Ù‡Ø±Ø§-ØµØ¯ÛŒÙ‚"><br />آقای شهردار لطفاً زودتر کلنگ پل هوایی را بزنید! این تیتر مقاله ای بود که حدود 5-4 ماه پیش در همین صفحه دلوار به قلم نگارنده به چاپ رسید. تیتری که واکنش های متفاوتی را در پی داشت بطوریکه بعد از چاپ این مطلب کسانی که همیشه به ظاهر امر توجه دارند نه به باطن و این تیتر را خوانده بودند فکر می کردند براستی قرار است در دلوار پل هوایی احداث شود و جالب اینکه از همدیگر آدرس و مشخصات آنرا می پرسیدند. ولی در اصل موضوع چیز دیگری بود. موضوع برمی گشت به یکی از کوچه های پر رفت و آمد دلوار (شهید نامور) که این کوچه از دو طرف آسفالت شده و بنا به دلایلی وسط آن هنوز خاکی مانده است. بزرگترین دلیل آنهم عدم توافق بین دو تن از اهالی (برای تخریب منازلشان) و شهرداری بود. البته چند سالی از این طرح می گذرد و عمر این پروژه تقریباً در دوره فعالیت سه شهرداری می باشد که تا بحال هیچ اقدامی صورت نگرفته بود. بعد از این جریان از گوشه و کنار شنیدیم که توافقاتی بین صاحبان این دو منزل که قبلاً حاضر به تخریب نبودند با شهرداری صورت گرفته است. چنان از این خبر خوشحال شدیم که اگر در گذشته به خاطر چاله و چوله هایی که در کوچه وجود داشت پایمان در یکی از چاله ها گیر می کرد حالا فکر می کردیم که از خوشحالی است که سر به آسمان می ساییم و حواسمان به زیر پایمان نیست. در حدود دو هفته پیش یکی از کارگران زحمتکش شهرداری را در حال تخریب اولیه یکی از این منازل دیدیم و همچنین ماشینهای شهرداری که با چنان سرعتی وارد کوچه می شدند (برای حمل نخاله ها) که انگار آنها هم ذوق زده شده بودند ولی ... ولی جالب اینکه در همان سه روز اول کار ادامه پیدا کرد و بعد از آنهمه چیز سر جای سابق خود بازگشت. از صاحب منزل دوم هم وقتی پیگیر ماجرا شدیم عنوان کرد که شهرداری به ما گفته اول تخریب می کنیم بعد برای شملا شروع به ساخت و ساز می کنیم که ما هم طبیعتاً قبول نکرده و گفتیم اول برای ما مکانی جهت زندگی تهیه کنید و بعد شروع به تخریب کنید. بدین منظور به نتیجه رسیدیم که مستقیم با شخص شهردار، آقای نعمتی تماس گرفته و صحت و سقم آن را جویا بشنویم که در زیر مصاحبه تلفنی صورت گرفته از نظرتان می گذرد:<br />سلام اقای شهردار، یکی از اهالی هستم که می خواستم از سرانجام خیابان آسفالت نشده شهید نامور مطلع بشوم؟<br />خب ما اقداماتی انجام داده ایم، با یکی از این صاحب خانه ها به توافق رسیده ایم و پول به حسابش واریز شده و شروع به تخریب کرده ایم.<br />اما کار در نیمه رها شده؟<br />بله لودر ما خراب است و اگر درست بود تا حالا این خانه بطور کامل برداشته شده بودو احتمالاً تا پایان سال کار به سرانجام برسد.<br />تا پایان سال تنها 4 ماه زمان باقی است و اینطور که از شواهد پیداست هنوز با نفر دوم توافقی صورت نگرفته؟<br />به هر حال اگر امسال نشد انشاء ا... سال آینده، شما که اینهمه صبر کرده اید حالا هم تحمل کنید.<br />یکی از منازل به صورت نیمه تخریب است و خاکهای آنهم در کوچه پهن شده با توجه به اینکه فصل زمستان و بارندگی نزدیک است بنظر می رسد اگر قبلاً پایمان در چاله ها گیر می کرد امسال باید در باتلاق فرو برویم؟<br />چه اشکالی دارد در باتلاق گیر کنید، خیلی مهم نیست!!!<br /><br />از شهردار محترم دلوار که در باتلاق گیر کردن ما و مشکلات مردم برایشان مهم نیست و همچنین از اینکه ما را به صبر و تحمل دعوت می کنند بسیار سپاسگزارم. اما یک سؤالی از مسئولین دلوار (نه تنها جناب شهردار) اگر منزل خود شما در این کوچه واقع بود و مجبور بودید که به طور مکرر از اینجا رفت و آمد کنید و با فرزندانتان برای رفتن به مدرسه مجبور بودند که در فصل بارندگی و در حالیکه تمام کوچه را آب و گل فرا گرفته از این کوچه عبور نمایند آیا در آن صورت در باتلاق گیر کردن فرزندتان هم برایتان مهم نبود؟ و یا نه آنها را به صبر و تحمل <br />دعوت می کردید؟ مسئله دوم اینکه وقتی خود را به عنوان خبرنگار بیرمی معرفی کرده جناب شهردار اظهار می دارد خبرنگار بیرمی هستی که باش، می خواهی من را بترسانی. جناب شهردار ؛ مگر شما از خبرنگاران می ترسید و ا اینکه اصولاً خبرنگار ترسدارد؟ دوم اینکه ما خبرنگاران قلم به دستیم نه خدای ناکرده چاقو به دست که کسی از ما بترسد. هدف ما فقط انعکاس و پیگیری مشکلات مردم که بعضاً ناشی از ضعف مدیریت ها و اهمال کاری و بی توجهی مسئولین است می باشد و نه چیزی بیش و کم از آن، اگر هم انتقادی است فقط بخاطر پوشش ضعفها و پیشبرد بهتر کارها و حل مشکلات است و تعریف و تشویق از مسئولی برای انعکاس خبرهای خوب انجام شده و دلگرمی بیشتر آنهاست. هدف انتقاد از فرد، خرد و له کرون شخصیت کسی نیست همانطور که تعریف از شخصی مجیز گویی او.راستی آقای شهردار بهتر است بدانید که در فصل تابستان و در مواقعی که بخش دلوار هم مثل همه جای کشور با خاموشیهای مکرر برق روبرو بود و مردم دارای مشکلات زیادی بودند تنها یک بخش بود که بطور صحیح واصولی در آن مواقع سخت پاسخگوی مردم  بود. اداره اتفاقات برق دلوار مکانی که در فاصله یکی دو ساعته خاموشی سیل تلفن های مردم به آنجا سرازیر می شد.<br /> افرادی که قطعاً از گرما و خاموشی های مکرر کلافه و عصبی بودند و تنها جایی که می توانستند دق دلی خود را بر سر آنها خالی کنند کارکنان زحمتکش و پرحوصله اداره برق بودند. زحمتکشانی که از روابط عمومی بسیار بالایی برخوردار بوده و در آن فاصله زمانی بسیار سخت، با حو.صله، متانت و نزاکت پاسخگوی مردم بوده و هیچ وقت در برابر اعتراض ها و حتی ناسزاگویی ها واکنش نشان نمی دادند. در یکی از مواردی که خود شخصاً با این اداره تماس می گرفتم و خود را خبرنگار بیرمی معرفی کرده و عرض کردم که حاضرم برای آشنایی با مشکلات و روشن کردن اذهان مردم در آنجا حضور پیدا کرده و گزارش تهیه کنم با روی باز از این پیشنهاد استقبال کرده و از خبرنگار هم نترسیدند. (هر چند این امر بنا به دلایلی میسر نشد). هرچند که شاید دیر شده باشد ولی در همین جا از زحمات و سعه صدر و تحمل بالای تک تک کارکنان اتفاقات برق دلوار و مسئول محترم آن مهندس ریشهری و همچنین اپراتورهای محترم آن که بطور مستقیم پاسخگو بودند تشکر کرده و امیدوارم در کارشان موفق باشند. <br />در آخر اینکه کاش می شد در همان روزهای سخت مسئولین رده بالای شهر هم در آنجا حضور می یافتند و برای دقایقی وظیفه یکی از اپراتورها را بر عهده می گرفت در آنصورت هم با سختی کار آنها آشنا شده و هم اینکه سعه صدر و پاسخگویی صحیح و اصولی به ارباب رجوع و ولی نعمتهای خود (مردم) را یاد می گرفتند.<br /></p>]]></description></item><item><title>سـراب</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1548</link><description><![CDATA[<p>بد حجابی و بی حجابی<br />مُد پرستی احساس خوار و پستی است که امروزه دختران و زنان مسلمان ما در مقابل طوفان ویرانگر به آن دامن می زنند و احساس بی پروایی را از دست آنان ربوده است فهم و شعور این گونه افراد را آنچنان منحرف ساخته که سیرت نیک و اخلاق پسندیده خود را به طور کلی خوار می شمارند. متأسفانه بر بعضی از زنان و دختران عصر ما احساس و اندیشه های نادرستی حاکم گشته که اگر با عفت و رعایت نمودن حجاب در معرض اجتماع ظاهر می شوند می پندارند که آنان را افرادی امّل و عقب افتاده تلقی و به شمار می آورند این شیوه ی نگرش در واقع مربوط می شود به کسانی که از مکتب اهل بیت فاصله گرفته و از چشمه ی زلال احکام شریعت خودشان را سیراب نکرده اند. اساس و شالوده ی اعتقادی خانواده اگر بر اساس یک چیدمان اصولی و درستی تنظیم گردیده باشد تا حدود زیادی جهت یافتن آن به سمت و سوی مناسبی گرایش خواهد یافت. یکی از موازینی که خانواده ها بایستی به آن توجه کافی داشته باشند حریم مقدس و کانون گرم خانواده است که باید همگی اهتمام کرده و آن را به گناه نیالایند. تطهیر و منزه نگه داشتن خانواده از جمله اقداماتی است که همت و اراده مدبرانه ای می طلبد و آن نیز وظیفه سرپرست هر خانواده است. ولی اگر مرد خانواده خود را به هر فسق و فجوری آلوده سازد آنگاه تعصب و دینداری وی در مقابل شرف و ناموس خود تضعیف شده و در تقابل با ناهنجاری ها و اتفاقات احتمالی به فردی مستأصل و بی تفاوت تغییر اراده خواهد داد. کما اینکه اثرات شرم آور این معضل در اجتماع کنونی به خوبی قابل رؤیت است. وقتی یک مسلمان حاضر می شود دست همسر بزک شده و نیمه عریان خود را با افتخار بگیرد و در مقابل چشم های دریده و زهر آلود اجتماع به معرض دید همگان قرار دهد چه باید گفت؟ وقتی مرد خانواده برای تهیه معاش و گذران دنیای خود به هر پلیدی تن داد بدیهی است که توجهش در عرصه نظارت بر این مهم کمرنگ و کاسته خواهد شد. اغلب کسانی که با این قیافه و شمایل وارد اجتماع می شوند به یک نوع بحران هویتی گرفتار هستند که بایستی ریشه های آن را در خود کم بینی جستجو نمود و اصولاً آنان احساس کمبود هویت نموده و مدام خود را درگیر این تفکر اشتباه می بینند. <br />وقتی سرپرست خانواده آنچنان سرگرم امورات دیگر زندگی است و نگاه تیز بین خود را نسبت به رفتارها و آمد و شد خانه و کاشانه اش معطوف نمی کند، وقتی ابزارهای مخربی که هر کدام به تنهایی می تواند یک خانواده را در انحطاط اخلاقی غوطه ور سازد در اغلب چهار دیواری خانواده ها به سهولت یافت می شود و متأسفانه مرد آن خانواده هیچگونه تعصبی را در وجود خویش نمی بیند و با رفتارهای به اصطلاح متمدن خود عملاً ساز و کار غلطی را در زندگی خود پیش گرفته و موجبات سقوط و تباهی فرزندان معصوم خود را فراهم می سازد چه می توان گفت؟ <br />پیروی و تبعیت نمودن از بعضی ناهنجارها مثل چشم و هم چشمی، مد پرستی و حضور در مجالس فسق و فجور بی تردید تبعات و پیامدهای ناگوار و جبران ناپذیری در جهت گسیخته شدن و ریزش ستون های اعتقادی خانواده به دنبال خواهد داشت و نسل حاضر هر چقدر فاصله خود را با مرزهای معنویت و فرامین دینی بیشتر سازد خطر سقوط و واژگونی آنان بیشتر عیان خواهد گردید یکی از عواملی که در شاکله و هسته هر زندگی دارای فواید حیاتی بوده اقامه و بپا داشتن فرهنگ نماز است که ضمادی برای التیام دادن اینگونه دردهای مزمن و خطرناک بشمار می رود. امید است با استعانت از فرهنگ غنی اسلام، دستورات و رهنمود های علمای دین را در نجات یافتن از دسیسه های شیطانی بعنوان ره توشه و فانوس هدایت خود و خانواده هایمان قرار دهیم.<br /></p>]]></description></item><item><title>نقش وزارت آموزش و پرورش برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1547</link><description><![CDATA[<p>آموزش و پرورش با در دست داشتن قشر بسیاری از جوانان، بطور مستقیم با آنان رویارو می شود. مباحثی که در آموزش و پرورش می گذرد بیشتر جنبه آموزشی و دارای خصوصیات اخلاقی می باشد. مهار قشر جوان که بیشتر رفتار است، عمیق و عالمانه است. تعالیم علمی و فرهنگی و بررسی های گوناگونی که در این وزارتخانه صورت می گیرد همانند یک میراث هویت بخش عمل می کند. رابطه فرهنگ و ارزش، رابطه خصوصی است و امور مربوط به آن در بخش نظری و علمی دارای حرکت های چشمگیری بوده است. مظاهر اندیشه های معنوی و قوه برخورد درست و فهیم در برابر تهاجمات چندان بی ثمر نمانده است. <br />قطع نظر از این تعاریف، وزارت آموزش و پرورش در بخش امور تربیتی خود، مختصات تیپ ها و صنوف مختلف اجتماعی را بررسی و خصلت های دوستی برای آن پیش بینی نموده است. البته نباید از این نظر که وزارت آموزش و پرورش بدلیل در دست داشتن نیروهای فکری و فرهنگی نسبت به وزارتخانه ها و سازمانهای دیگر متمایز است بهبود کیفیت فرهنگی در این وزارتخانه در حوزه زندگی اجتماعی نیز به کار برده است. ماهیت و امکان شخصیت سازی در مسابقات فرهنگی و هنری به زیبایی بچشم می خورد. امور پرورشی آموزش و پرورش نیروهای مستعد را به خوبی شناخته و به باروری آن می پردازد. تشویق این نیروها، تشویق و هویت ملی در سالهای آینده است. رشد و تکوین جسمانی و روحانی طبیعی است. <br />مسابقات فرهنگی و هنری که بصورت عمومی در بین دانش آموزان صورت می گیرد می بایست منطبق با اهداف و موازین مشروحه ذیل باشد:<br />الف) ارتقای فرهنگ عمومی و آگاهی های علمی، فرهنگی، هنری و اخلاقی و رواج روح تحقیق و عادت به مطالعه در جامعه<br />ب) فراهم آوردن زمینه رقابت سالم میان پدید آورندگان آثار فرهنگی و هنری<br />ج) تشویق مردم به مشارکت تعاون در امور فرهنگی و هنری<br /></p>]]></description></item><item><title>به بهانه جفا به ششمین سالگرد مولود یکه تاز عرصه فرهنگ تنگستان</title><link>http://www.bairami.com/News/?id=1546</link><description><![CDATA[<p>محبت شامل شده و عنایت عامل تا بتوانیم از طریق نشریه وزین بیرمی با یاران صفایی کنیم و غم دل را چاره زجایی. به همین مناسبت و بیش از هر 