صفحه اصلی | خبر | فرهنگ و هنر | سياست | اجتماع | ورزش | درباره ما | ارتباط با ما

فهرست


امکانات ويژه


لينکدوني

٭  شهلا پروین روح، داستان نویس شیرازی در گفت و گوی تلفنی با ققنوسِ بیرمی:

زمان، جايگاه صفدري را مشخص خواهد کرد
گفت و گو: غلامرضا شبانکاره شبانکاره: موقعیت و جایگاه محمدرضا صفدری را به عنوان نویسنده یی از نسل سوم داستان نویسی ایران چه گونه می بینید و ارزیابی شما از موقعیت ایشان چیست؟
شهلا پروین روح: خوشبختانه در ادبیات حکم قطعی و سکو و رتبه یی وجود ندارد و بیشتر بر اساس ژانر داستانی و طیف مخاطبین آثار هر نویسنده یی است، که جایگاه او مشخص می شود. اگر بخواهیم بنا بر این پایه جایگاه صفدری را مشخص کنیم، او نویسنده یی کم کار است و بازده کاری زیادی ندارد. این امر نیز ناشی از پر وسواسی ایشان بر روی کارهایش است. به گمان من مخاطبان خاص، طیف خوانندگان آثار صفدری را تشکیل می دهند. نوع کارکرد او و هم و غمی که برای ایفاء کردن خلق جهان داستانی اش دارد، مخاطبین خاص، خواهان کارهای او هستند و در این راستا حتا برخی از مخاطبین خاص نیز، آثار صفدری را می پسندند و آنها را ارضاء می کند. البته تعداد مخاطب دلیلی بر خوب بودن یا بد بودن اثری نیز نیست!
شبانکاره: "مخاطب خاص" از منظر شما کیست و چه تعریفی از آن می توانید ارائه دهید؟
پروین روح: مخاطب خاص، مخاطبی است که در اغلب موارد، خودانگیخته شروع به مطالعه ی کتاب و داستانی می کند و بعد از مدتی نمی خواهد که باز در همان سطح اثری را بخواند. چنین خواننده یی دلش نمی خواهد، داستان سهل الوصول، ساده و خالی از پیچیده گی و پر رمز و راز بودن باشد. او از لذت های معمولی آثار داستانی گذر کرده و به دنبال لذت های ناب و نامکشوف آثار داستانی است. او از این که خودش را با ماجرا و فضای داستان درگیر کند، لذت و حظ می برد، این جور نیست که بگوید کم حوصله شدیم، حوصله ام سر رفت، مگه می خواهیم معما حل کنیم؟! چنین خواننده یی لذت های نابی را می خواهد که بیشتر از کتاب های معمولی و قبلی یی که خوانده ،به او بدهد. کتاب و داستان ساده نیست که بگوئیم چون زندگی ساده است فلان طور... . به عقیده ی من پیچده گی و پر رمز و راز بودن انسان بیشتر از آن است که مخاطب خاص بخواهد جهان داستان را ساده بگیرد؛ البته به شخصیت خواننده و نوع تفکر و جهان بینی یی که به آثار داستانی دارد، هم بر می گردد.
شبانکاره: تشخص و وجه متمایز صفدری، در میان نویسندگان نسل سوم چیست و اصولا چه امتیازی را می توان برای او قائل شد؟
پروین روح: وجه تمایز صفدری، بیشتر به نگاه، جهان و نوع و نحوه ی ارائه ی کارهایش بر می گردد. به گمان من نگاه او "رئال"است. صفدری خیلی خوب و با آگاهی و تسلط کامل، زندگی کارگری و به خصوص توده ی مردم جنوب را روایت کرده و به تصویر کشیده است. او رئالیسم و رئالیسم جادویی خاص خود را خلق کرده و پدید آورده است، در واقع به رئالیسم خاص و تشخص یافته ی خودش دست یازیده است و جادوئی که فقط در زبان و صدای آثار صفدری اتفاق افتاده است و رئالیسم جادویی او هیچ شباهتی به آثار مارکز ندارد. همه ی این ها، نکته ها و ویژگی های بارز و شاخصه ی صفدری و کارهای اوست. از سویی دیگر همین نکته ها و ویژگی ها نیز گاهاً مخاطبین و خوانندگان آثارش را پس زده است!
شبانکاره: صفدری چه گونه خوانندگان آثارش را پس زده است؟
پروین روح: من عقیده دارم آقای صفدری وقتی می نشیند و می خواهد داستانی را بنویسید و خلق کند، ابداً به مخاطب و خواننده فکر نمی کند و اصلاً برایش مهم نیست کسی که می خواهد مخاطب این داستان باشد یا آن را بخواند، می تواند از آن چیزی بفهمد یا نه، اثرش مورد تخطئه قرار بگیرد یا نگیرد، تشویق و تأئید شود یا نشود، جایزه بگیرد یا نگیرد؛ این موارد برای صفدری مهم و قابل اعتنا نیست و کار خودش را با طمانینه انجام می دهد.
صفدری با انتخاب و به کارگیری زبان بومی خاص و استفاده از واژه های مهجور در متن "من ببر نیستم پیچده به بالای خود تاکم" خوانش اثر را برای خواننده، سخت و دشوار و دیریاب کرده و تا خواننده بخواهد معنا، ثبیت آن و ربطش را در ذهن اش پیدا کند، خسته می شود. دشواری خوانش و ایجاد لحن و زبانی که برای کارها و داستان هایش انتخاب کرد- هر چند که به نویسنده نمی شود گفت چه بنویس و چه گونه هم بنویس!- هی از تعداد خوانندگان اش کاست و کم کرد، صفدری نویسنده یی نیست که تمایل داشته باشد سطح توقع خود را از نظر تعداد خوانندگان پایین بیاورد تا برسد به تعدادی خواننده ی عام تا بتوانند با کتاب همراه شوند و به احساس همذات پنداری با اثر و فضا و شخصیت ها برسند.
شبانکاره: شما از میان سه اثر داستانی صفدری، کدام یک را بیشتر می پسندید؟
پروین روح: خودم شخصاً "سیاسنبو" و کلاً کارهای کوتاه صفدری را دوست می دارم و از آنها لذت می برم، چون من خودم شخصا موقع خوانش، در مکان و فضاهای آثار صفدری به خصوص در من ببر نیستم ... می ماندم و گیر می کردم. من، صفدری داستان نویس کوتاه و رئال نویس را بیشتر می پسندم. البته زمان مشخص می کند کدام یک از اثرهای صفدری موفق تر بوده است و نمی توان به نکوهش یا تمجیدهای مقطعی دل بست و توجهی کرد. خودم با "تیله ی آبی" و "سیاسنبو" توانستم ارتباط بسیار نزدیک برقرار کنم و از خوانش داستان های این دو مجموعه لذت ببرم.اما وقتی شروع به خواندن رمان می کنید، در می مانید و چنان پیچیده در فضا و شاخه های زبانی من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم، می شوی که احساس درماندگی و استیصال می کنی و آرزو داری که ای کاش می شد من هم به فضا و دنیای پیچیده و پر رمز و راز رمان راه پیدا کنم، این فضا ی پیچیده هم به سبک صفدری بر می گردد و البته من جای هیچ ایرادی هم نمی بینم.
شبانکاره: آیا می توان صفدری خالق "من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم" را نویسنده یی نوآور دانست؟ و نوآوری رمان صفدری در چیست؟
پروین روح: به نظر من اگر بخواهیم الان در این باره صحبت کنیم، کاری بس بی هوده و عبث انجام داده ایم. "بوف کور" را مثال می زنم. این اثر در سال 1315 خورشیدی، حدود هفتاد سال پیش به صورت دست نوشته ی صادق هدایت در تعداد 50 نسخه! به وسیله ی چاپ دستی پلی کپی می شود آن هم در هند. پنجاه سال گذشت تا "بوف کور" به طور نسبی فهم شد و شد "بوف کور"! الان خیلی زود است که درباره ی رمان "من ببر نیستم ... " صفدری صحبت کنیم. به گمان من باید بگذاریم این اثر در جایگاه زمانی- مکانی ثبیت شود، مثال دیگری می زنم، همه ی نویسندگان انگلیسی، مخالف چاپ شدن رمان "الیس" جیمس جویس(جیس) بودند و او را از چاپ کردن الیس بر حذر داشتند ولی بعدها چنان به شکوفایی رسید که شهرت اش عالم گیر شد و باعث مشهور شدن نویسنده اش شد و تفکر نویسنده در اثرش مورد توجه قرار گرفت و شاخص شد. البته این نکته را یادآور شوم رمان "الیس" وقتی هم مورد تمجید و ستایش قرار گرفت نه از جانب انگلیسی ها و نویسندگان آن جا بود بل که از سوی فرانسوی ها این مهم انجام گرفت و در واقع فرانسوی ها الیس و جویس را کشف کردند.
به نظر من نویسنده و هنرمندی که از جان، عمر و زندگی خودش می گذرد و اثری را خلق می کند که صفدری و دیگر نوسندگان ایران و جهان نیز هم چنین کاری را دنبال می کنند، نه برای این است که آن اثر جایزه بگیرد یا نگیرد، مورد طعن و لعن قرار گیرد یا تحسین و ستایش، همه ی این ها مقطعی و زودگذر است. هر هنرمند و نویسنده یی دوست دارد و امیدوار است، با شوق و لذت و عرق ریزی روحی، کاری انجام دهد که در چرخه ی بلند مدت زمانی به ثبات برسد و تثبیت شود و اثر و خودش شاخص شوند. چنین نویسندگانی دوست دارند، مخاطبین آثارشان در گذر زمان به کشف، شهود و مکاشفه یی دست یابند و فکر می کنم صفدری نیز در رده ی چنین نویسنده گانی قرار می گیرد.
شبانکاره: خانم پروین روح! به گمان شما ردپا یا میراث فرهنگی – ادبی کدام یک از نویسنده گان ایرانی را بیشتر می توان در آثار صفدری دید؟
پروین روح: معمولاً هر نویسنده یی که دنیایی کتاب و داستان را خوانده، محال است که رهگذر نویسنده یی را در تفکر، نگاه و آثارش نبینیم. گمان می برم باز سازی زبان و ایجاد لحن را از "صادق چوبک"- داستان نویس بوشهری- الهام گرفته است و من احساس می کنم صفدری کار چوبک را در این زمینه تحسین می کند. نگاه صفدری به زندگی کارگری و شناخت خوب و مسلط اش به منطقه ی جنوب را می توان با کارهای "صمد طاهری" دیگر نویسنده ی جنوبی مقایسه کرد. این را هم متذکر شوم، اگر این نکته را که من احساس می کنم که رد پایی از کارهای ایشان در آثار صفدری دیده می شود، در ضمیر ناخودآگاه نویسنده اتفاق افتاده است.
شبانکاره: برخی از نویسندگان از جمله آتشی و ...، هوشنگ گلشیری و کارهای او را بر صفدری تاثیر گذار دانسته اند و حتا دانشنامه ی ویکی پدیا از حضور صفدری در کلاس های گلشیری یاد کرده است. نظر شما درباره ی تاثیر پذیری صفدری چیست؟
پروین روح:من درباره ی این که صفدری با گلشیری مراوده ی ادبی داشته یا نه، هیچ اطلاعی ندارم. البته این را هم بگویم ردپای شاخص و نقاط مشترکی از گلشیری را در کارهای صفدری اصلاً ندیده ام که بشود بر روی آن بحث کرد.
شبانکاره: چه تفاوتی می توان در آثار داستانی نسل سوم با نسل دوم داستان نویسی ایران قائل بود و نقش و جایگاه صفدری در این میان کجاست؟
پروین روح: می توان گفت صفدری در داستان های کتاب "سیاسنبو" بنا به نوع تفکر و نگاهش به جهان داستانی همانند "نسل دومی"هاست ولی در رمان من ببر نیستم با پیشرفت زبانی و دلایل دیگر از نویسندگان "نسل سوم" محسوب می شود.
شبانکاره: وجه کدام یک از عناصر هنری – داستانی در آثار صفدری برجسته تر می نماید و نویسنده به گمان شما موفق تر عمل کرده است؟
پروین روح: ما درباره ی نثر و لحن صفدری صحبت کردیم. اما ان چه که به نظر من، من ببر نیستم ... را از این لحاظ نسبت به دیگر آثار صفدری متمایز می کند، "تمهید روایتی داستانی" است که این کار به لحاظ من خیلی جذاب و زیبا بود و این کار مخصوص خود صفدری است. رمان او به مانند فرش ایرانی می ماند که همه ی تار و پودش ایرانی است و تک تک عناصر داستانی در رمان ببر نیستم مثل فرش ایرانی است . عناصر هنری و داستانی در من ببر نیستم ... ویژه ی صفدری و دنیای اوست و رمانی کاملا ایرانی محسوب می شود. شبانکاره: در داستان ها و رمان "صفدری" چه تیپ و کارکترهایی نقش برجسته تر و حضور چشم گیرتری دارند؟ به نظر شما کدام یک از آدم های داستان های صفدری در ادبیات داستانی ماندگار خواهند ماند؟
پروین روح: من آدم های داستان های "تیله ی آبی" و "سیاسنبو" را دوست دارم. آدم ها و فضای داستان های این دو کتاب استثنایی هستند. فضای کارگری و آدم های رنج کشیده یی که در این فضا زندگی می کنند، جزء آدم هایی هستند که ذهن خوانندگان آثار صفدری ماندگار می ماند. آن آدم هایی که در سیاسنبو با دوچرخه به محل کار خود می روند، همواره در ذهن ام حضور دارند.
شبانکاره: شما به عنوان یک زن نویسنده از نسل سوم داستان نویسی ایران، آثار صفدری را چه گونه می بینید؟
پروین روح: ترجیح می دهم به این پرسش شما پاسخ ندهم. من به عنوان نویسنده و همکار داستان نویس در مورد آثار صفدری قضاوت می کنم و مخاطب آثار او هستم. نگاه زنانه نیز به آثار او ندارم. اصلاً با رویکردی فمینیستی، آثار صفدری را نگاه نمی کنم و مورد خوانش هم قرار نمی دهم.
شبانکاره: سوء تفاهم نشود! من این را می خواستم بدانم نقش و جایگاه زن در آثار صفدری چه گونه است؟
پروین روح: خب داستان صفدری بیشتر مردانه است. برای این که اگر نام و امضاء او هم پای آثارش نباشد، مشخص می شود که نویسنده اش، نویسنده یی مرد است. – من بیشتر از این وارد مسائل جزیی نمی شوم- به طور کلی باور دارم ایشان نویسنده یی "مردانه نویس" است، همین!
شبانکاره:به عنوان آخرین پرسش، دیگر ویژگی های آثار صفدری را در چه می بینید؟
پروین روح: تشخص یافتگی، دقت در نوع روایت، ورز دادن لحن (ایجاد لحن) و زبان مخصوص به خود یا همان ایجاد لحن، نگاه نازک بینانه به توده و عموم مردم و رفتارهای آنان. صفدری در داستان هایش به روح جمعی مردم و جامعه توجه و نگاه دارد تا بخش خاصی یا نخبه یی از مردم، او هیچ گاه طیف نخبه را در آثارش بررسی یا برجسته نمی کند. اما با این حال آدم های خاص خود را با توجه به اقلیم جنوب خلق می کند که فقط آنها را فقط می توان در آثار صفدری یافت.
همان طور که گفتم او در "سیاسنبو" و "تیله ی آبی" خیلی موفق عمل کرده است. صفدری گر چه "سیاسنبو" را دیر چاپ کرد و حتا برای چاپ مجدد آن سالهای سال صبر کرد و به سختی هم به کارهایش مجوز دادند، اما توانستت جایگاه و صدای خودش را در ادبیات داستانی تثبیت کند. او در کارهایش زبان خاص تر از خاص ِ اهالی مردم جنوب را در آثارش روایت یا خلق می کند و مرام و شیوه ی زندگی مردم آن جا را در داستان هایش پدید می آورد. او با این عناصر توانست در "من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم" جهان خاص و خودویژه یی را خلق کند که شاید هم تا چند سال یا چند دهه ی دیگر شاهد چنین کاری نباشیم یا آن چه صفدری آن را روایت کرده، دیگر وجود نداشته باشد. او با این همه دقت و وسواسی که در کارهایش دارد، به گمان من چیزی فراتر از فرهنگ اقلیم خود و جنوب را حفظ کرد. صفدری برای این که به آن چیزهایی که باور دارد، هی کتاب و فضای داستان را پیچیده و پیچیده و پر رمز و راز تر کرده است و با این کارش که همان حفظ هویت و روح جمعی باشد، جهان خاص خود را خلق کرده است. در "من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم" چیزی فراتر از نوع هستی یی را که دارد از بین می رود، با نوشتن این رمان توانسته جاویدان کند و زنده نگهش دارد. صفدری برای این مهم کار خیلی خطیری را انجام داد. رمان او مانند فرش ایرانی می ماند که قبلاً هم به آن اشاره کردم، که هی گره های آن قالی را بیشتر می کند و قالی را هی پربافت تر، خوش نقش و نگار تر و اصیل تر و ایرانی تر می کند. رمان او به مانند یک تختِ فرش نفیس ایرانی می ماند، گر چه هر چه آن را پرورده تر و اصیل تر می کند، از تعداد مخاطبانش و خریدارانش هی کم و کم تر می کند و سرانجام اثری می شودکه هر کسی نمی تواند آن را داشته باشد، مخاطب او باشد و در هر خانه یی یافت شود و بتوان آن را در هر جایی دید یا بشود آن را در همه جا پهن کرد. چنین اثری را باید در آرشیو یا موزه و نگارخانه یی قرار داد و در جاهای استثنایی می توان از آن بهره برد، رمان صفدری نیز چنین است، زیرا اصالتش قابل ارزش و احترام است.
صفدری هر چند با هنرورزی اش در رمان، از مخاطبان آن هی کم کرده و کم کرده، اما به گمان من ارزش اش را داشته است زیرا شاید خود او هم در پی حفظ آن اصالت هایی بوده، که پای بند آنهاست. به هر حال “يک ده آباد بسيار بهتر از ده شهر خراب و ويران است. “

پنجشنبه 05 دي 1387  -  10:28 -  بازدید خبر: 303
دسته: ویژه نامه ی ققنوس - نظرات: 0 نظر


نظرات شماهیچ نظری وجود ندارد
ارسال نظر
نام
ایمیل
وب سایت
نظر شما
 

در شهر شنیدیم


Online Bairami News

 

Copyright © 2007 Bairami.com
طراحی و راه اندازی شده توسط شرکت يک‌ضرب